اجتماعی - فرهنگيان |
تجمع سنندج براي فرزاد كمانگر
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
پيرو فراخوان مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران مبني بر برگزاري تجمعي مسالمت آميز در اعتراض به نقض حقوق بشر بالاخص اعتراض به حکم صادره براي فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر و درخواست از قوه قضائيه براي توقف و بازنگري در حکم صادره در مورد اين فعال مدني، مردم انسان دوست و صلح طلب از مناطق مختلفي چون سقز، بانه، قروه، کامياران، دهگلان، مهاباد، مريوان، خرم آباد، بندرعباس، کرمانشاه و.. بصورت فردي و جمعي در محل تعيين شده يعني مقابل دادگستري شهر سنندج تجمع نمودند.

احضار 4نفر از معلمان كردستان به اداره اطلاعات
آقايان : پيمان نودينيان، حيدر زمان ،رامين زندنيا و علي قريشي عصراز انجمن صنفي معلمان كردستان امروز دوشنبه 24تيرماه 1387 با فاصله هاي زماني مشخص به اداره ي اطلاعات سنندج احضار شدند.
آقاي نودينيان در اين باره ي مي گويد: گفتگوها پيرامون حكم صادر شده براي فرزاد كمانگر بود.به ما گفته شد كه شما حق دخالت در اين موضوع را نداريد.
آقاي نودينيان درادامه توضيح داد: گويا دربرخي شهرستانهاي كردستان مردم و معلمان خواهان لغو حكم اعدام فرزاد كمانگر شده اند،ودراين راستا توماري رانيزبراي رياست محترم قوه ي قضائيه نوشته اند،كه 500نفر زير اين تومار را امضا نموده اند. شايد به اين خاطر ما را احضار كرده اند.
آقاي حيدر زمان گفت: آنها(برادران اطلاعات)همه ي مشكلات صنفي مانندپايين بودن سطح درآمد و..... معلمان را پذيرفتند،اما بحث آنها بيشتر پيرامون موضوع فرزاد كمانگر بود ،آنها آوردن جمله ناعادلانه خواندن حكم اعدام فرزاد كمانگر را در بيانيه 25 ارديبهشت 1387 مطرح كردند، ودر اين باره ي توضيح خواستند،ما هم درپاسخ گفتيم ازديد ما اعدام يك شهروند بدون تشكيل هيات منصفه بطور غير علني حكمي سنگين است، زيرا هر انساني حق زندگي دارد، و انسان آفريده ي خداوند است،بايد به انسان به ديد احترام نگريست، در قرآن آيه اي هست كه مي فرمايد: اشداء علي الكفار رحما بينهم.
آقاي زمان درادامه افزود :حرف ما اين بود، آقاي كمانگر عضو هيات مديره ي انجمن صنفي معلمان كردستان است، ما به حكم انسانيت و به خاطر همكاري خواستار تشكيل دادگاه علني با حضور هيات منصفه (طبق اصل 168) هستيم. و اين حق هر انسان و هر شهروند است. اين حق را قانون بطور مساوي به همه شهروندان داده است.
كانون صنفي تهران
فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر به همراه علي حيدريان و فرهاد وکيلي از فعالان سياسي کرد که در ارديبهشت ماه سال 85 بازداشت و در اسفندماه سال 1386 و در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديده بودند ، ۲۱ تیر ماه تائيد احکام اوليه در ديوان عالي کشور توسط اجراي احکام به آنان ابلاغ گرديد که فرزاد کمانگر به اعدام ، علي حيدريان و فرهاد وکيلي نيز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گرديدند . حکم اعدام اين افراد با دستور رئيس قوه قضائيه به مرحله اجرا در خواهد آمد.
هم اکنون جان يک انسان در خطر است. اکنون تنها کاري که مي توان کرد،اعتراض است.
با دفتر آيتالله شاهرودي، سخنگوي قوه قضاييه، به زندانباني رجايي شهر کرج و هر مقام قضايي ديگري که ميتوانيد تلفن بزنيد و خواستار بازنگري در اين حکم شويد.
مخالفتتان را با اعدام فرزاد کمانگر اعلام کنيد و خواستار بررسي مجدد پرونده با در نظر گرفتن دادرسي عادلانه شويد.
از سوي ديگر با خبر شديم "انور حسين پناهي" از معلمان و فعالان فرهنگي شهرستان دهگلان که پائيز سال گذشته به همراه "ارسلان اوليايي" از سوي نيروهاي امنيتي به اتهام اقدام عليه امنيت کشور بازداشت شده بود، بر اساس گزارشات دريافتي روز شنبه مورخه 22/4/87 به اتهام محاربه از سوي دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم و حکم صادره به وي ابلاغ شد، نامبرده متاهل و داراي فرزند ميباشد.
انور حسين پناهي پس از بازداشت در پائيز سال 86 به اطلاعات شهر قروه انتقال و در آنجا مورد شکنجههاي شديد جسمي و روحي قرار گرفته است. ايشان در اعتراض به بازداشت غيرقانوني خود به مدت 13 روز دست به اعتصاب غذا ميزند، نامبرده سپس به بازداشتگاه اطلاعات سنندج منتقل ميگردد.
دادگاه انقلاب سال گذشته براي آزادي اين دو فرد اقدام به صدور قرار وثيقه 80 ميليون توماني نموده بود که به علت عدم توان توديع وثيقه اين افراد در بازداشت ماندند.
شايان ذکر است اويل تيرماه سال جاري ، مردم محل سکونت انورحسين پناهي در دهستان "قوروچاي" از توابع شهرستان دهگلان با امضاي طوماري مبني بر شهرت به صداقت و مسالمت جو بودن وي از مقامات قضائي و امنيتي در سطح استان و کشور آزادي اين معلم و فعال فرهنگي را خواستار شدند.
برهمكاران عزيز واجب است كه به يكي از روشهاي زير اعتراض خود را نسبت به اين احكام به گوش قوه قضائيه برسانند.
تلفن قوه قضائيه، آقاي شاهرودي: 02122741002
و همچنين دفتر قوه قضائيه، تلفن: ۱۱۰۹-۳۳۹۱ (0۲۱) فکس: ۴۹۸۶-۳۳۹۰ (0۲۱)
شماره همراه عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه: 09121595504
زندان رجائي شهر، پست الکترونيکي rajaeeshahr@tehranprisons.ir
تلفن تماس 4411051 0261- 441150 0261
شماره تلفن آقاي محمد شيرج، رييس حوزه نظارت قضايي ويژه
72-66405170-021 - 66407070-021
مدير کل سازمان زندانهاي استان تهران، تلفن تماس: 2- 2123701-021
منبع : صدای معلمان کویر سربداران
فرزاد كمانگر مي داند حكم اعدامش صادر شده اما..........
فرزاد كمانگر در پيام كوتاهي از زندان در اين مورد گفت: "اين كم به من ابلاغ شده و مسئولان اجراي احكام و زندان از من خواسته اند تا درخواست عفو بنويسم ؛اما من اساسا هيچ گناهي مرتكب نشده ام كه درخواست عفو بكنم."
فرزاد كمانگر افزود: "مي خواهند روحيه من را تضعيف بكنند اما بايد بگويم كه حال و روحيه من بسيار خوب است. تاكيد من فقط اين است كه هيچ گاه عضو هيچ حزب و گروه سياسي نبوده ام. اين فقط يك اتهام است. من همان قدر که مي توانم عضو گروه ببرهاي تاميل باشم، همان قدر هم عضو پ ك ك بوده ام. آنها مي خواهند من را قرباني كنند. جالب است كه اعضاي پ ك ك وقتي در ايران بازداشت مي شوند، اعدام نمي شوند. در تركيه هم اعدام نمي شوند اما من با آنكه عضو اين گروه هم نبوده و نيستم، به اعدام محكوم شده ام. من از مرگ هراسي ندارم و از همه مردم ايران و همه آناني كه براي آزادي من تلاش كرده اند صميمانه تشكر مي كنم".
خليل بهراميان وكيل فرزادكامنگر در همين ارتباط به خبرگزاري ديده بان حقوق بشر كردستان گفته است: "هر چند کتبا تاييد اين احکام به من ابلاغ نشده اما در مراجعه اي که به دادگاه انقلاب داشتم، شفاها آن را تاييد کردند، به همين دليل من هنوز از جزييات حکم جديد آگاهي کامل ندارم".
خليل بهراميان همچنين به خبرگزاري ديده بان حقوق بشر كردستان گفته: "در مورد دادگاه بدوي، اصلاً دادگاهي تشکيل نشد. دادگاهي چند دقيقه اي که اصلاً فرصت دفاع ندادند؛ من از تمام پتانسيل قانوني براي اعتراض استفاده خواهم کرد، اما اگر اينجا جواب قانع کننده اي مبني بر تبرئه ايشان دريافت نکنم، به دادگاه لاهه شکايت خواهم کرد".
فرزاد كمانگر، علي حيدريان، فرهاد وكيلي پيشتر از سوي شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران، به اتهام عضويت در حزب كارگران كردستان تركيه (پ ك ك ) و محاربه به اعدام محكوم شده بودند. صدور اين احكام اعتراضاتي را دامن زد و بالاخص حمايتهاي گسترده اي از فرزاد كمانگر به عمل آمد؛ چرا كه وي پيش از بازداشت، سابقه فعاليتهاي مدني مسالمت آميز داشته و با برخي از اين نهادها در كردستان همكاري كرده بود. بعلاوه روند بازجوييها و دادگاه فرزاد كمانگرهم اعتراض سازمانهاي مدافع حقوق بشر را به همراه داشته است.
فرزاد كمانگر بارها با انتشار نامه هايي از زندان، به شرح شكنجه هايي پرداخته كه در زندان و براي گرفتن اعتراف متحمل شده و در آنها بر بي گناهي خود اصرار ورزيده است.
در همين حال مادر فرزاد كمانگر پس از تاييد حكم اعدام فرزندش در ديوان عالي كشور گفته است: "فرزاد يك انسان عزيز و دوست داشتني است كه براي آزادي مردم فعاليت مي كرد. من از همه احزاب و نيروهاي مترقي، از همه رسانه هاي خبري دعوت ميكنم، كمك كنند فرزند من از اعدام نجات يابد. فرزاد فقط فرزند من نيست، او فرزند همه مردم ايران است و من از همگان دعوت مي كنم كه دست به دست هم داده و از انسانيت دفاع كنند. كاري كنند فرزاد عزيز من از اعدام و زندان نجات پيدا کند".
کانون صنفی تهران

من در اين ره
ره آزادي و عشق
با سرودي بر لب تازم پيش
نه حراسي دارم از دشمن
نه غمي دارم از آينده خويش
چه بهايي دارد آزادي
كه چونين جنگل ما رنگين است
تا نشان باشد از ظلم و فريب
پرچم و سينه ما خونين است
داستانها را ما بايد بسازيم. داستانها سرنوشت ما انسانها هستند و سرنوشت هر كس به دست خودش نوشته ميشود. قصه هر انساني نامه زندگي اون است. اما راستي نامه داستان زندگي چيست؟ آيا بايد گفت زندگي گذار زمان بر روي خاك خدا است؟ آيا بايد پاسخ داد زندگي گامهاي مستمر و بدون توفق در راستاي مرگ است؟ يا نه بايد بگوييم زندگي لذت بردن از همه مهبتهاي خدايي است؟ واقعا زندگي چه معناي دارد؟
اگر در هر زندگي براي دست يافتن به يك آرزوي قدم برداشته ميشود, اين زندگي قبل از هر چيز از ديدن يك درد و حس كردن آن و از يك چرا شروع شده بود. رنجي كه نه از درد خود بلكه از رنج و درد ديگران بود و چرايي كه اين ميان مطرح ميشد چرايي بود كه انسان را براي پاسخ دادن به آن وا ميداشت و طرح زندگي خودش را عوض كند. زيستنش را نه براي خود كه براي ديگران وقف كند. و همه هستي خودش را براي دست يابي به اين آرزوي بزرگ بگذارد و به همه سختي هاي مسير سلام كند و چشم در چشم آنها بدوزد و بگويد كه من از شما بزرگ تر هستم چراكه عزم و آرمانم از شما والاتر است!
اطلاعيه شماره سه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
اعدام قريب الوقوع فرزاد کمانگر
فرزاد کمانگر معلم و از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران از مرداد ماه سال 1385 بازداشت و پس از طي پروسه پر ابهام و سراسر نقض قانون سيستم غيرمستقل قضائي و بي توجه به فقدان اسناد، در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديد، پس از ارجاع پرونده به ديوان عالي کشور و موج حمايتهاي بي سابقه اشخاص و تشکلات بين المللي از فرزاد کمانگر، فعال مسالمت جو و مدافع خوشنام حقوق بشر و همزمان با تلاش مدافعان حقوق بشر براي احقاق اولين خواسته افکار عمومي که همانا برگزاري دادگاه علني و عادلانه بود و همچنين بررسي شکنجه هاي وحشيانه اي که اين معلم در بازداشتگاه هاي 209 اوين، اطلاعات کرمانشاه و اطلاعات سنندج متحمل گرديده بود نهايتاً اين اميد پديدار گرديد که سيستم قضائي ايران به حمايتهاي بي سابقه و درخواستهاي تشکلات مدافع حقوق بشري که کثرت اعضاي آن بعضا از جمعيت کشور ايران نيز افزونتر بود توجه نمايد و حداقل موجبات بررسي علني و عادلانه پرونده فرزاد کمانگر را فراهم نمايد.
متاسفانه روز گذشته مورخه 20/4/87 اجراي احکام زندان رجايي شهر کرج اقدام به ابلاغ حکم اعدام فرزاد کمانگر به وي نمود و هم زمان از وي خواسته شد که نسبت به نوشتن تقاضاي عفو با قيد فوريت اقدام نمايد و وعده هايي نيز جهت رسيدگي به اين خواسته داده شد .
آقاي فرزاد کمانگر بر اساس اين اعتقاد که مرتکب هيچگونه عملي بر خلاف قانون نشده است از نوشتن عفونامه و تقاضاي بخشش خودداري نمود و نظر به عدم تقاضاي عفو و بخشش فرزاد کمانگر ، حکم اعدام وي به اجراي احکام زندان رجايي شهر ارجاع گرديد و با توجه به اينکه وي محکوميت حبس ندارد ، با دستور آقاي شاهرودي رئيس قوه قضائيه حکم اعدام وي به مرحله اجرا در خواهد آمد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بي توجهي سيستم قضائي به هزاران درخواست و تقاضا از آن قوه براي ايجاد شرايط دادرسي عادلانه را استقلال قوه قضائيه نميداند بلکه بالعکس نشان از نفوذ بي حد و حصر سيستم امنيتي در دستگاه قضا قلمداد مينمايد و براي شانه خالي نمودن از پاسخگويي به حمايتهاي جامعه جهاني و مدافعان حقوق بشر و مستندات موجود راهکاري به نام تقاضاي عفو و بخشش را تنها درماني مقطعي ميبيند.
يادآور ميشويم به گواه مستندات و مدعيات ، آقاي فرزاد کمانگر مورد وحشيانه ترين شکنجه ها قرار گرفته است و در عين اين موضوع نامبرده از هرگونه اتهام مبني بر حمل و نگهداري مواد منفجره و عضويت در گروههاي محارب و مخالف جمهوري اسلامي تبرئه گرديده است و نهايتاً به اتهام عضويت در حزب پ.ک.ک که حزبي مخالف دولت ترکيه و سياستهاي آن است تحت عنوان محاربه محکوم به مرگ گرديد.
آقاي خليل بهراميان وکيل مدافع وي عنوان ميدارد که حتي براي اين اتهام و عضويت وي نيز اسنادي در پرونده وجود ندارد ، قابل توجه است که در حال حاضر دهها عضو رسمي و تشکيلاتي اين حزب در زندانهاي ايران به سر ميبرند و هيچ يک تاکنون تحت اين عنوان به اعدام محکوم نگرديده اند و جالب اينکه حتي دولت ترکيه که رهبر اين حزب را در اختيار دارد نيز وي را به مرگ محکوم ننموده است .
معتقديم پرونده فرزاد کمانگر بستري براي نشان دادن حسن نيت سيستم قضائي جمهوري اسلامي است تا نشان دهد به اراده هزاران انسان ارج مينهد و جان انسانها را گرامي ميدارد و حداقل براي برگزاري يک دادرسي عادلانه ميکوشد. از اينرو اميدواريم تا با درک شرايط و چهره مخدوش ايران در عرصه حقوق بشر در نزد جامعه بين الملل و افکار عمومي با خارج نمودن فرزاد کمانگر از بند بيماران عفوني (هپاتيت ، ايدز و سل) و همچنين متوقف نمودن حکم اعدام وي و برگزاري دادگاه علني براي بررسي پرونده وي فصلي جديد را در استقلال قوه قضائيه رقم زند.
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران تهران
جمعه 21/4/1387
برابر با 11/7/2008
تائيد حكم ناعادلانه اعدام فرزاد كمانگر
فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر به همراه علي حيدريان و فرهاد وکيلي از فعالان سياسي کرد که در ارديبهشت ماه سال 85 بازاشت و در اسفندماه سال 1386 و در دادگاه اوليه به اعدام محکوم گرديده بودند، روز گذشته تائيد احکام اوليه در ديوان عالي کشور توسط اجراي احکام به آنان ابلاغ گرديد که فرزاد کمانگر به اعدام، علي حيدريان و فرهاد وکيلي نيز هر کدام ده سال حبس و اعدام محکوم گرديدند.
اين احكام كاملا ناعادلانه ميباشند و هيچ مبناي حقوقي و قانوني ندارند چراكه فرزاد كمانگر و آقايان حيدريان و وكيلي هيچ اقدامي خارج از قوانين استاندارد دموكراتيك جامعه بين المللي نكرده و تنها از حق و عدالت دفاع نموده اند.
ما فرهنگيان آزاده ايران از تمامي ارگانهاي حقوق بشري خواهان پيگيري و محكوم نمودن اين حكم براي نجات جان همكارمان هستيم.
بيانيه کانون فرهنگیان کازرون
اعتراض کانون به "چارچوب ساماندهی و مدیریت نیروی انسانی"
باسمه تعالی
فرهنگیان و همکاران محترم
ابلاغ دستورالعمل شماره 6872/140 مورخ 20/03/1387 وزارت آموزش و پرورش به سازمان های تابعه تحت عنوان "چارچوب ساماندهی و مدیریت نیروی انسانی" از ابتدای تاسیس این وزارت تا کنون بارزترین طرحی است که امنیت شغلی بخش عمده ای از کارکنان را به طور جدی مورد تهدید قرارمی دهد.
این دستورالعمل اولین حرکت آشکار در جهت نادیده گرفتن حقوق فرهنگیان بوده و بر خلاف موارد قید شده در صفحه اول آن این طرح نه تنها کارشناسی شده نیست که حتی مفاد آن این نظر را تقویت می نماید که افراد دست اندر کار آن درک صحیحی از نحوه اداره یک آموزشگاه - به خصوص در مقطع متوسطه - را نداشته اند.....
نامه پوران ابراهیم نژاد خواهر عزت ابراهیم نژاد به مناسبت 18 تیر
به نام خدای آزادی
آوخ چه کرد با ما، این جان روزگار
18 تیرماه دیگری در راه است،عشق به آزادی دیگری در راه است...
18 تیر نماد جنبش ازادیخواهی ملت ایران است که در آن روز با تمام قوا و به صورت غیر دموکراتیک سرکوب شد.دانشجویان بی پناه در این روز مورد ضرب و شتم خشکه مذهبهایی که در راه حفظ ارمان خود گام بر می داشتند ،گرفتند و اصلاح طلبان که در راس قدرت بودند باز مانند همیشه بنا بر حفظ مصلحت نتوانستنند حق قربانیان بیگناه این روز را بگیرند.
اما 18 تیر جنبشی بود که برخواسته از بدنه ملت بود ،آنجا که فرزندان این سرزمین در مقابل دیکتاتور زمان به پا خواستند تا بگویند که همیشه و در هر زمانی و با هر حکومت ظالمی که باشد در مقابل ظلم خواهیم ایستاد.
ما در هر حال به دنبال انسانیت و وجدان آگاه هستیم و بشریت بیدار هیچگاه در مقابل ستم تسلیم نخواهد شد ،اما باید بدانیم که بشریت و انسانیت اندیشه نیست ، عمل هم هست.
به یاد آن روزهای تلخ تیرماه 1378 و به یاد شجاعت آن دانشجویان مبارز و به یاد شهدای عزیزمان از جمله عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی که مظلومانه ،اما با تمام وجود خون خود را نثار آزادی وطن کردند،با هم به یاد این عزیزان و افراد گمنامی که این حماسه را ساختند ،شمع دل خود را روشن نمائیم و یاد آنها را گرامی می داریم.
به امید روزهای خوب آزادی
پوران ابراهیم نژاد17/4/1387
معلمان حقالتدريسي استان قم و اصفهان از صبح امروز در تهران مقابل مجلس تجمع كردند.
تجمعكنندگان بر اين تاكيد نمودند كه در آزمون استخدامي 1386 قبول شده و عليرغم اينكه سازمان مديريت و برنامهريزي سابق (معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي) رديف استخدامي را براي 5 هزار معلم حقالتدريسي در نظر گرفته بود اما با تغيير وزير آموزش و پرروش، استخدام آنها در اين وزارتخانه منتفي شد.
اين برنامه در ادامه تجمعات هفته هاي گذشته ميباشد كه معلمان حق التدريس در اعتراض به عدم پاسخگويي مسئولان به خواسته هايشان برگزار كرده اند.
همچنين جمعي از معلمان مدارس استثنايي در اين تجمع شركت كردند.
گفتگوي سازمان آموزش و پرورش استان فارس با گودرز شفيعيان
اعزام هيات دونفره سازمان آموزش و پرورش استان فارس به آموزش و پرورش شهرستان رستم ممسني براي گفتگوبا آقاي گودرز شفيعيان عضوموسسين كانون صنفي معلمان رستم.
روز دوشنبه 10/4/86 آقاي گودرز شفيعيان به وسيله ي تلفن به اداره ي آموزش وپرورش رستم احضار شد،ايشان پس از حضور در اداره با هياتي دونفره كه خود را نمايندگان سازمان آموزش وپرورش استان فارس معرفي كرده بودند،روبرو شد.
اين گفتگو كه در فضايي آرام،دوستانه و به دورازتنش برگزارشد،هيات اعزامي پيرامون پرونده ي وي در هيات بدوي سازمان پرسش هايي را مطرح كردند.كه پاره اي ازاين پرسش و پاسخ ها چنين است:
1- چرا شما درسايت ها ي اينترنتي غوغا سالاري به راه انداخته ايد؟
گودرز: من اهل غوغا سالاري نيستم، حرف من دفاع از حق است، آيا دفاع از حقوق معلم غوغا سالاري است؟ آيا گفتن اينكه، معلم بايد داراي حق معيشت و منزلت باشد، غوغا سالاري است؟ من اهل قلم هستم، و در نشريات مختلف كشور طي سالهاي گذشته مطالبي نوشته ام، كه بخشي عمده اي از اين نشريات آدرس اينترنتي هم دارند، طبعا اين مطالب وارد سايت هم خواهد شد.
2- آيا شما وبلاگ شخصي هم داريد؟
گودرز: نه، من هنوز وبلاگ شخصي ندارم.
3- شركت شما در جلسه سراسري كانون هاي صنفي معلمان كشور در 6 آذر 1386چگونه بود، و چرا شما دراين جلسه شركت داشتيد؟
گودرز: يكي از طريق اطلاعيه هاي كانون صنفي معلمان وديگري دعوت از اينجانب (فرض كنيم معلمي هم در اين جلسه شركت كند، آيا كفراست؟)
4- چگونگي ارتباط خود را با كانون صنفي معلمان شرح دهيد.
گودرز: از طريق اطلاعيه هاي كانون و نيز اينجانب بطور مستقل در نشريات مطالبي راجع به معلمان نگاشته ام، طبيعي است كه يك معلم حق دارد، از تشكيلات مربوط به خود آگاهي شود، و با آنها در ارتباط باشد.
5- شما خود را عضو كانون صنفي معلمان ممسني ذكر كرده ايد،در صورتيكه اينچنين تشكلي وجود ندارد.
گودرز: كانون صنفي معلمان در سال 1381 در محل آموزش و پرورش نورآباد ممسني و با حضور فرماندار وقت،نيروي انتظامي و صدها معلم تشكيل شد، و قرار شد،كه از طريق فرمانداري و استانداري پيگيري و ثبت شود، اما متاسفانه اين مسئله با وجود تلاش معلمان استان فارس و مراجعات پياپي به فرمانداري، استانداري و حتا سازمان آموزش و پرورش مسئولين هر بار به بهانه اي طفره رفتند، و اين مسئله تاكنون ادامه دارد، و هنوز معلمان موفق به ثبت آن نشده اند.
آيا داشتن يك تشكل صنفي اينقدر دنگ و فنگ بايد داشته باشد؟ نه تنها اجازه ثبت آن داده نمي شود، بلكه به شدت با احياء و سازماندهي مجدد آن جلوگيري مي شود.
6- چگونه است كه بسياري از معلمان با همين حقوق به راحتي مي توانند زندگي كنند،اما شمانمي توانيد؟
گودرز: زندگي با حقوق معلمي غيراز زنده ذليلي چه مي تواند باشد؟ شما حقوق معلمان ژاپن را با معلمان ايران بسنجيد،آنها ماهانه چيزي نزديك به 4ميليون تومان به پول ايران دريافت مي كنند،معلمان كشور سوئد مبلغي نزديك به 3ميليون و600هزارتومان به پول ايران دريافت مي كنند.چرا بايد معلمان ايران زير خط فقر زندگي كنند؟
لازم به يادآوري است آقاي گودرز شفيعيان براي عضويت دركانون صنفي معلمان ايران،تهران اقدام نموده است.
کانون صنفی معلمان ایران،تهران
نامه اي از فرزاد کمانگر: بندي بند 209
RSS "نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا کمونيست نبودم
بعد براي گرفتن کارگران و اعضاي سنديکا آمدند
من هيچ نگفتم
زيرا من عضو سنديکا نبودم
سپس براي گرفتن کاتوليکها آمدند
من باز هيچ نگفتم
زيرا من پروتستان بودم
و سرانجام براي گرفتن من آمدند
ديگر کسي براي حرف زدن باقي نمانده بود "¹
تجمع بازنشستگان اردبيل و شعار مرگ بر دروغگو!
روز دوشنبه بازنشستگان آموزش و پرورش اردبيل با شعار " مرگ بر دروغگو " وارد محوطه سازمان آموزش و پرورش شدند. در آخرين تجمع معلمان بازنشسته اردبيلي رئيس سازمان و معاون ايشان تا دهم تير ماه از آنان فرصت خواستند كه بعد از كلي بحث معلمان به دادن فرصت راضي شده و به خانههاي خود برگشتند. ولي امروز راس ساعت 11 قبل از ظهر بعد از تجمع در محوطه شروع به دادن شعار نمودند. مرگ بر دروغگو. منظور اين معلمان رئيس ترسو سازمان و معاون حليه گر او بود. در جلسه امروز بعد هماهنگي كامل در بين حاضرين قرار شد تا همگي در دفتر معاونت مالي جمع شده و جواب ايشان را كه از اول به دروغگوي متهم است بشنوند. بعد هم در دفتر رئيس سازمان حاضر گردند. ( براي اولين بار نيروهاي امينتي در بين حاضرين حضور نداشته بلكه از دور جريان را تحت نظر داشتند. ) معاون مالي براي تسكين درد معلمان باز هم خواست تا سخنراني نمايد كه معلمان به ايشان اجازه ندادند و با سئوالات مختلف خود معاون را كلافه نمودند و معاون مجبور شد تا نيروي كمكي براي پاسخ گويي به طلبد. ولي معلمان حاضر حتي اجازه يك كلام حرف هم به نيروي كمكي كه ايشان هم يكي از معاونان بود ندادند.
در همين جلسه يكي از نمايندگان معلمان بازنشسته از معاون خواست اگر جرات پاسخ گويي ندارند چرا استفعا نميدهند و ميز رياست را چسبيدهاند كه در جواب ايشان فرمودند حضور پياپي شما در اين مكان بدتر از هر فحشي است!!!
تجمع بعدي بازنشستگان اردبيل در ساعت 11 قبل از ظهر روز چهارشنبه 12 / 4 / 1387 خواهد بود.
لازم به توضيح است كه معاون مالي اعلام نمودند كه رئيس سازمان به همراه استاندار اردبيل در تهران هستند( الله اعلم...!!!)
جهت گرفتن پول براي پرداخت پاداش پايان خدمت همين عده. ( 1000 نفر ) يكي ديگر از حاضران در اين تجمع گفت در وسط بحث ما تلفن همراه معاون زنگ زد و جناب رئيس بودند كه معاون بعد صحبت با ايشان فرمودند كه فولاد اصفهان به فروش رفته و تا سه روز ديگر پول شما را خواهيم داد...؟!!!
از وبلاگ كوير سربدار
تجمع معلمان زن حقالتدريسي مقابل مجلس
با تجمع مقابل مجلس، معلمان زن حق التدريسي استان هاي تهران، قم و شهر دامغان خواستار رسيدگي به وضعيت خود و رهايي از بلاتكليفي موجود شدند.
كاظمي نماينده تجمع كنندگان در گفتگو با "ايسكانيوز" گفت: ما هفته گذشته هم مقابل مجلس تجمع كرديم و مي خواهيم به وزير آموزش و پرورش اعلام كنيم كه ما حق التدريسيهايي كه امتحان داديم، آزمايشات مكرر هم روي ما انجام شده، تشخيص هويت هم شده ايم اما با سابقه پنج سال كار و عليرغم اينكه گزينش هم براي ما آمده ولي ايشان امر استخدام ما را ملغي كرده اند. وي افزود: وزير آموزش و پرورش اعلام كردهاند پنج هزار نيروي پرورشي به دليل نياز آموزش و پرورش استخدام مي كنيم، ولي براي شما اقدامي صورت نگرفته است.
كاظمي عنوان كرد: ما 25 معلم حق التدريس هستيم كه هم هفته گذشته و هم امروز مقابل مجلس تجمع كردهايم. هفته گذشته صفايي نماينده تهران كه عضو هيئت رئيسه كميسيون آموزش هستند در ميان ما حاضر شده و گفتند كه به كارها رسيدگي خواهند كرد، اما هر بار كه به دفتر ايشان زنگ مي زنيم مسئول دفتر صفايي مي گويند كه هنوز ايشان جوابي را براي ما ندارند.
وبلاگ كوير سربدار
دادگاه آقای ابطحی امروز در تهران برگزار شد. به گفته ی عبدالفتاح سلطانی در این دادگاه که با حضور نماینده ی دادستان و رئیس شعبه برگزار شد دفاعیات مربوطه در یک مجموعه ی 11 صفحه ای تقدیم دادگاه شد تا رای صادر شود .در گفتگوی کوتاهی با آقای ابطحی که امروز میهمان آقای قریشیان بود داشتیم آقای ابطحی ضمن تشکر از آقای سلطانی گفت اتهامات در سه موضوع شرکت در تجمعات ، تبلیغ علیه حکومت و اخلال در نظم عمومی بوده که برای هیچ کدام ادله ای قاطعی مطرح نشده و تنها دلیلی که ذکر شده اعترافات صریح من بوده که بنده هم هیچ وقت چنین اعترافاتی نداشته ام . ابطحی معتقد است قاضی محترم باید این هوشیاری را داشته باشند که هدف این گونه پرونده سازی ها بیشتر محدود کردن آزادی های کسانی است که در اموردفاع از حقوق جامعه فعالند . ابطحی که دیروز نیز در جلسه ی هفتگی کانون صنفی معلمان ایران حاضر شده بود امروز عصر عازم خمینی شهر شد .
برخی هزینه هایی که ابصحی تاکنون پرداخته است :
بازنشستگی با کسر یک گروه
7 ماه حقوق عدم پرداخت حقوق به ایشان که ادامه دارد – توبیخ کتبی درج در پرونده
( تنزل رتبه اداری از معاونت به متصدی آزمایشگاه : با تاریخ اجرای از سه سال گذشته!)
یک سال حبس تعلیقی – 8 روز بازداشت- 20 روز بازداشت در زندان اوین
پرونده ی مفتوح در خمینی شهر و تهران – تاریخ دادگاه 5/4/87
كميته معلمان آزاده از اين حركت معلمان حق التدريسي حمايت كرده و از كليه همكاران سراسر كشور (رسمي, غيررسمي و ...) خواهان حمايت, پشتيباني و شركت در اين تجمع ميباشد.

به دنبال بخشنامه هاي جديد اعلام شده از سوي سازمان آموزش و پرورش در رابطه با معلمان حق التدريسي و محدوديتهاي اعمال شده بر آنان در خصوص عدم استخدام و عدم پرداخت حقوق معوقه اين همكاران معلمان حق التدريس از استانهاي فارس, اصفهان و آذربايجان اعلام كرده اند كه روز يكشنبه 16 تير جلوي مجلس در تهران تجمع اعتراضي دربرابر وضعيت موجود برگزار خواهند كرد
فرهنگيان بازنشسته استان خراسان خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت گرديدند
در روز شنبه 1/4/1387 جمع كسيري از فرهنگيان بازنشسته در محل سازمان آموزش و پرورش استان خراسان رضوي از ساعت 9 صبح تجمع نمودند و خواستار پرداخت پاداش پايان خدمت كه از تاريخ 1/1/1386 به تعويق افتاده است گرديدند كه طبق معمول وعده سر خرمن داده شد و آقاي افسري رئيس سازمان اظهار داشت كه برويد براي اين موضوع دعا كنيد. اذا اين برخورد موجب نارضايتي تجمع كنندگان قرار گرفت و به سر دادن شعار پرداختند .
( وزير بي كفايت استعفا استعفا – پاداش پايان خدمت حق مسلم ماست )
تجمع كنندگان مي گفتند با ما مثل بچه ها رفتار مي شود و تمامي مسئولين زيربط از سطوح بالا تا پايين وعده هاي دروغين مي دهند. شايان گفتن است كه خبرنگار روزنامه خراسان به منظور گزارش در تجمع مذكور حضور داشت. ضمنا تصميم گرفته شد كه ضمن اطلاع رساني به همه فرهنگيان محترم در روز دوشنبه 3/4/1387 از ساعت 9 صبح در محل سازمان آموزش و پرورش تجمع و از آنجا به استانداري رهسپار خواهند شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|