تبليغاتX
انـديشـــه معــلـم
 
اجتماعی - فرهنگيان
 

22 دانشجوی مشهدی زنده در آتش سوختند

رييس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور گفت: بر اثر برخورد يك اتوبوس حامل راهيان نور با تانكر حامل سوخت در محور انديمشك خرم آباد 22 تن در آتش سوختند.

در تشريح اين حادثه گفت: ساعت 22 و 35 دقيقه شنبه شب در كيلومتر 35 محور انديمشك - خرم آباد يك دستگاه اتوبوس بنز مسافربري به شماره 451ع 37 ايران 12 كه حامل كاروان راهيان نور از دانشگاه خيام مشهد مقدس بود در حين بازگشت از خوزستان به سمت لرستان با يك تريلي تانكر سوخت حامل بنزن برخورد كرده كه در پي اين حادثه 22 تن در آتش سوخته و جان باختند و 7 تن ديگر مجروح شدند.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 20:37  توسط كميته معلمين آزاده  | 

 نزدیک یک سال است فرزندان بیگناهمان در زندانند

خبرنامه امیرکبیر: خانواده‌های مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که با وجود تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی همچنان مقام‌های مسئول از آزادی آنان سر باز می‌زنند، با نوشتن نامه‌ای به رییس قوه قضائیه، رعایت قانون را در خصوص فرزندانشان خواستار شدند.

autnews-d۲.JPG

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، خانواده‌های این سه دانشجو در گذشته نیز نامه‌های متعددی را به رییس قوه قضاییه و دیگر مقام‌های مسئول نوشته‌اند که متأسفانه تا کنون پاسخی دریافت نکرده‌اند. این در حالی است که این خانواده‌ها در خصوص گرفتن اقرار همراه با شکنجه از فرزندانشان شکایتی را تنظیم کرده و به هیات نظارت بر حفظ حقوق شهروندی ارائه کرده‌اند که با وجود قول مساعد علیرضا آوایی رییس کل دادگستری استان تهران مبنی بر رسیدگی به این موضوع تا کنون پاسخ قابل توجهی ارائه نشده است.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 20:33  توسط كميته معلمين آزاده  | 

محمود دهقان به اطلاعات كرج احضار شد

    آقای محموددهقان آزاد عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران(تهران) معلم نابینایان تهران که خود نیز بینایی اش را در دوران کودکی از دست داده، طبق اطلاعی که روز پنج شنبه ۲۳/اسفند به وی داده شده بایستی،فردا شنبه ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۶ خود را به اداره ی اطلاعات شهرستان کرج معرفی کند.

   آقای دهقان می گوید: ما فقط می خواهیم،مظلوم نباشیم،که فردای قیامت ازدرگاه خداوند روسفید باشیم

برگرفته ازکانون صنفی ایران-تهران

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 20:48  توسط كميته معلمين آزاده  | 
 

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد   /   تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

 گویا خاکستر مرگ فضای کشور را آکنده نموده و روزگاری است که حتی جوانهای عاشق نیز قدر گلها را نمی دانند، روزگاری که خوب ها بد کشته می شوند، حلاج ها بر دار می روند و افسوس و صد افسوس که ندای حق طلبی آنها را کسی نمی شنود گویا همه به بوی تعفن مرداب استبداد خو کرده اند.

 در این فضای سکوت و خفقان حاکم بر جامعه بعد از ماهها بلاتکلیفی پرونده، سر انجام دادگاه انقلاب در عملی وقیحانه و ددمنشانه حکم اعدام معلمی دلسوز، اندیشمند و وطن پرست وارسته فرزاد کمانگر و دو تن از هموطنان کرد زبان را صادر نمود. طبق اصل ۳۷ قانون اساسی اصل بر برائت افراد است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.

 نکته جالب اینکه علی رغم شکنجه های قرون وسطایی هیچگونه مدرکی دال بر مجرم بودن فرزاد بدست نیامده اما به دلیل عدم استقلال رای قوه قضائیه رای بر اعدام ایشان صادر نموده اند، ظاهرا مسئولین قوه قضائیه فراموش کرده اند که طبق اصل ۱۲۶ قانون اساسی، قوه قضائیه باید پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده دار وظبفه گسترش عدل و آزادی های مشروع باشد.

اینجانب ضمن محکوم کردن حکم ظالمانه بی دادگاه انقلاب از تمامی سازمان های حقوق بشری، فعالان سیاسی، دانشجویی و مدنی و تمامی هموطنانی که قلبشان به عشق آزادی نوع بشر می تپد تقاضا مندم تمام تلاش خود را در جهت نقض حکم نا عادلانه به کار بندند.

ابوالفضل جهاندار (پویا)

مدیر سایت خبری پویا نیوز/ عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی / عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت / زندان اوین - اندرزگاه ۷ سالن ۳

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:1  توسط كميته معلمين آزاده  | 

 نامه دانش آموزان به فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام

 سلام ای خواسته ی شگرف، عزیز رویایی، همه می گویند شکی نیست تو با پرستو همراه بهار میایی

باغبان باغ عشق سلام، امروز که فرسخ ها از وجود نازنینت دورم احساس می کنم به اندازه ی شاهرگ حیات به من نزدیکی چون طنین صدایت را همواره در گوش دارم واندرزهایت را حلقه ای آویز گوشم کرده ام. بهترین درودها را به وسعت لحظات شاد باهم بودن برایت ارمغان دارم. دیشب نامه ات (بابا آب داد) را خواندم و اطمینان پیدا کردم هنوز بچه هایت را فراموش نکرده ای و با گریه به خواب رفتم خوابی از جنس بلور، خوابی به امید فردا. بازهم در کلاس حاضر شوید سرحال امیدوار با یک دنیا آموختنی ها

...

به امید رهایی و آزادی معلم و برادر خوب و همیشگی و سر مشق زندگیمان فرزاد کمانگر

لیلا دانش آموز کلاس چهارم نسترن، نیمکت سوم


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 12:7  توسط كميته معلمين آزاده  | 
روشنگري

همکاران گرامي بيانيه‌اي که در پست وبلاگ کانون صنفي معلمان ايران آمده است، توسط گروهي از همکاران و اعضاي سابق کانون صنفي معلمان ايران صادر شده است.
همان گروهي  که ۶ نفرشان نامزد انتخابات مجلس شوراي اسلامي شده اما صلاحيت آنان رد شد.

از اين پس دوستان وهمکاران در سراسر ايران بدانند، گروهي که اعتقاد به فعاليت سياسي و تجاري دارند، و در اين رابطه بيانيه‌ي شماره‌ي يک خود را نيز زير همين نام (انجمن صنفي مدني معلمان ايران) صادر نموده اند، در کانون صنفي معلمان ايران هيچ سمتي نداشته، اما متاسفانه خود را همچنان کانون صنفي معلمان ايران مي نامند.

برگرفته ازکانون صنفی ایران-تهران

  نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 15:25  توسط كميته معلمين آزاده  | 

 ممنوع!

 

بانام معلم و تحت نام معلم سود جويي ممنوع!

در يكي دو وبلاگ از وبلاگهاي فرهنگيان , تيترهاو نوشته هايي تحت عنوان ”معلمان در جستجوي انتخابات ” و” معلمان در مسير مجلس براي فتح كرسي” و... درج گرديده  كه لازم ديدم به عنوان معلمي با چند سال سابقه تدريس و خدمت درمراكز مختلف آموزشي حرفم رو زده باشم  . و نكاتي چند را ياد آور شوم:

هنوز معلمان به آن درجه از خفت و خواري نرسيده اند كه بخواهند به دنبال كرسي آنهم درمجلسي كه جز فريب و دروغ و ريا و بي عملي دستمايه اي نداشته است باشند.

 بانام معلم و تحت نام معلم سود جويي ممنوع!

ما نه به دنبال كرسي در اين مجلس هستيم و نه مشاركت در آن را در شان و جايگاه مقام معلم وانسانيت ميدانيم . اگرآقايان به فكر پيدا كردن منصب و جايگاه براي خود هستند بفرما اين گوي و اين ميدان , آزمايش كنيد ولي حق باج دهي آنهم از شرافت نام معلم وكانونها وتشكلهايش را نداريد وما اين اجازه را نخواهيم داد كه حرمت و مقام معلم را با عناويني اينچنيني زيرعلامت سوال برده و آن را خدشه دار كنيد  

 

  نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 0:12  توسط كميته معلمين آزاده  | 
 

اعتراضات دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج طی سه روز متوالی در هفته گذشته

دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج، خواستار حل مشکلات صنفی خود و استعفای رئیس دانشگاه شدند.

 از ظهر روز دوشنبه صدها دانشجوی دانشگاه تربیت معلم واحد پردیس کرج، با شعارهای “دانشجو میمیرد، ذلت نمی پذیرد”، “دانشجو استاد، حمایت حمایت” و “رئیس انتصابی، استعفا استعفا” اعتراضات خود را شروع کرده و ظروف غذا را در صحن دانشگاه بر روی زمین قرار دادند.

دانشجویان با خواندن سرود “یار دبستانی” و سر دادن شعارهایی خواستار حضور رئیس دانشگاه و پاسخگویی به مشکلات شدند. عدم حضور رئیس دانشگاه باعث شد تا دانشجویان تصمیم بگیرند به ادامه اعتراضات خود در روز سه شنبه ادامه دهند.

پاسخ های نامناسب رئیس دانشگاه به سوالات دانشجویان، باعث اعتراض دانشجویان شد و یکی از دانشجویان گفت: “این حرفها بهانه برای عمل نکردن به خواسته های دانشجویان است.” این دانشجو در ادامه گفت: “اگر واقعا کسری بودجه باعث این مشکلات است، پس ما دانشجویان تحصن و اعتراضات خود را تا مقابل وزارت علوم ادامه خواهیم داد و رئیس دانشگاه باید پشتیبان ما باشد.”

در ادامه دانشجویان با شعار “رئیس انتصابی، استعفا استعفا” سالن را ترک کرده و در مقابل سلف تجمع کردند. دانشجویان با سردادن شعارهای “وعده های دروغین دیگر اثر ندارد”، “رئیس بی لیاقت، استعفا استعفا” و با خواندن سرود “یار دبستانی من” تحصن خود را در روز سه شنبه پایان دادند.

  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 11:46  توسط كميته معلمين آزاده  | 

اگرخفه ام کنند

            اگربردارم كشند

                       سازش نخواهم کرد

وحقیقت را قربانی مصحلت نمیکنم

    و اما آن قوم اگرموفق شوند ومرا بر دارکشند

                       و یا همچون عین القضاه شمع آجین کنند

                                      و یا مانند ژور دانو در آتشم بسوزانند

حسرت شنیدن یک آخ را هم بر دلشان خواهم گذاشت

  نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 9:12  توسط كميته معلمين آزاده  | 

نامه فرزاد کمانگر به دانش آموزانش

بچه ها سلام،

دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید روزبخیر میگویم، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما میخوابم. گاهی « چیزی شبیه دلتنگی » همه وجودم را میگیرد.

کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار خستگیهایمان را همراه زلالی چشمه روستا  به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب » و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند، پی سه ممیز چهارده باشید با صد ممیز چهارده ، درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه» لکه های ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند ، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.

کاش میشد دوباره و دزدکی دور از چشمان ناظم اخموی مدرسه الفبای کردیمان را دوره میکردیم و برای هم با زبان مادری شعر می سرودیم و آواز میخواندیم و بعد دست در دست هم میرقصیدیم و میرقصیدیم و میرقصیدیم.

کاش میشد باز در بین پسران کلاس اولی همان دروازه بان میشدم و شما در رویای رونالدو شدن به آقا معلمتان گل میزدید و همدیگر را در آغوش میکشیدید ، اما افسوس نمیدانید که در سرزمین ما رویاها و آرزوها قبل از قاب عکسمان غبار فراموشی به خود میگیرد ، کاش میشد باز پای ثابت حلقه عمو زنجیرباف دختران کلاس اول میشدم، همان دخترانی که میدانم سالها بعد در گوشه دفتر خاطراتتان دزدکی مینویسید کاش دختر به دنیا نمیامدید.

میدانم بزرگ شده اید، شوهر میکنید ولی برای من همان فرشتگان پاک و بی آلایشی هستید که هنوز «جای بوسه اهورا مزدا» بین چشمان زیبایتان دیده میشود، راستی چه کسی میداند اگر شما فرشتگان زاده رنج و فقر نبودید ، کاغذ به دست برای کمپین زنان امضاء جمع نمیکردید و یا اگر در این گوشه از « خاک فراموش شده خدا» به دنیا نمی آمدید، مجبور نبودید در سن سیزده سالگی با چشمانی پر از اشک و حسرت «زیر تور سفید زن شدن» برای آخرین بار با مدرسه وداع کنید و « قصه تلخ جنس دوم بودن » را با تمام وجود تجربه کنید. دختران سرزمین اهورا، فردا که در دامن طبیعت خواستید برای فرزندانتان پونه بچینید یا برایشان از بنفشه تاجی از گل بسازید حتماً از تمام پاکی ها و شادی های دوران کودکیتان یاد کنید.

پسران طبیعت آفتاب میدانم دیگر نمیتوانید با همکلاسیهایتان بنشینید، بخوانید و بخندید چون بعد از «مصیبت مرد شدن» تازه «غم نان» گریبان شما را گرفته، اما یادتان باشد که به شعر، به آواز، به لیلاهایتان، به رویاهایتان پشت نکنید، به فرزندانتان یاد بدهید برای سرزمینشان برای امروز و فرداها فرزندی از جنس « شعر و باران » باشند به دست باد و آفتاب میسپارمتان تا فردایی نه چندان دور درس عشق و صداقت را برای سرزمینمان مترنم شوید.

رفیق، همبازی و معلم دوران کودکیتان

فرزاد کمانگر - زندان رجایی شهر کرج

۹/۱۲/۱۳۸۶

  نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 9:8  توسط كميته معلمين آزاده  | 
 

سازمان دیده بان حقوق بشر نسبت به صدور حکم اعدام برای فرزاد کمانگر،اعتراض  کرد

سازمان دیده بان حقوق بشر امروز اعلام کرد که قوه قضاییه ایران باید حکم اعدام معلم کــُــرد، فرزاد کمانگر را لغو کند. کمانگر در شماری از سازمان های جامعه-مدنی فعال بوده است.

 مقامات مسئول همچنان موظفند درباره اظهارات کمانگر مبنی بر اینکه وی در حین بازداشت شکنجه شده است تحقیق کنند و هر ماموری را که در این آزار و اذیت فیزیکی شرکت داشته است مسئول بدانند.

 جو ستورک نایب رئیس بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر دراین باره می گوید: “پرونده فرزاد کمانگر نشانگر این است که چگونه نقض حقوق بشر در ایران عادی شده است. کمانگر شکنجه شده، مورد محاکمه غیرعادلانه قرار گرفته و هم اکنون با حکم اعدام مواجه است

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 19:20  توسط كميته معلمين آزاده  | 

 

صداي ما صداي تماميت مظلوميت

 

دربيانيه اي تحت عنوان مدال باران ياران كه توسط كميته معلمين آزاد در تاريخ 28 آبان در وبلاگ انديشه معلم درج گرديد از آينده نه چندان دور معلمان خبر ميداد:

 

مدال باران ياران

....

از اخراج، تعليق و تبعيد معلمان تا زندان و حبس و شكنجه و بيگمان فردا نيز بايد شاهد معلمي سربردار اعدام با اتهام اراذل و اوباش باشيم”

....

 

و حال اين مدال را نيز دريافت كرديم 

حكم اعدام براي فرزاد کمانگر، معلم آموزش و پرورش شهرستان کامياران با دوازده سال سابقه تدريس

براستي كه ديگر مرزهاي حرمت و شرافت را از هم دريده و پا را فراتر نهاده اند, در كجاي دنيا معلمي را فقط به خاطر نداي عدالت خواهي و عدالت پيشه گي به حبس و شكنجه ميكشند و در آخر هم تحت عناويني پوچ و بي اساس ”اقدام عليه امنيت ملي” محكوم به اعدام ميكنند؟

 آيا معلمي كه 12سال از زندگي خود را به پاي دانش آموزانش ريخته و با شيره وجودش درس زندگي را به آنان آموخته ميتواند يكباره عليه امينت ملي اقدام نمايد؟

معلمي كه فرياد حق خواهي براي باز ستاندن حقوق بر باد رفته و به يغمارفته خود و همكارانش را سر داده محكوم به اعدام است؟

اين است آن عدالت و عدالت گستري ؟؟؟

براستي كدام امنيت ملي ؟؟ مگر ما امنيتي داريم؟!  ميشود اين راتفسير كرد ؟؟ امنيت ملي براي ما واژه ايست بسيار غريب .!ولي در همه اتهامات بكار برده ميشود.

 

اگر بحث بر سر امنيت ملي است, آنكه بايد محاكمه شود كساني هستند كه با دادن اين احكام و اين محدوديتها وسركوب و اتهام, امنيتي بر ما نگذاشته اند.

 

مسئولان امر فكرميكنند كه با ايجاد اين پروژه هاي ناامني و سركوب ميتوانند مارا خفه كرده و خاموش و سر در گريبان فروبرند . اما چه بيهوده مي انديشند هرگز خاموشي راه و رسم مانبوده ونيست و اين آرامش قبل از طوفان است ...

كميته معلمين آزاده

۸/۱۲/۱۳۸۶

  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 14:32  توسط كميته معلمين آزاده  | 

فرزاد کمانگر, علی حیدریان و فرهاد وکیلی توسط شعبه ٣۰ دادگاه انقلاب به ترتیب به اعدام، ۱۰ سال زندان و اعدام و ۱۰ سال زندان و اعدام محکوم شدند.

 فرزاد کمانگربا نام مستعار سیامند معلم آموزش و پرورش شهرستان کامیاران با ۱۲ سال سابقه تدریس که از یکسال قبل از دستگیری در هنرستان کار و دانش مشغول به تدریس بوده همچنین عضو هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان شهرستان کامیاران شاخه کردستان میباشد و تا زمان فعالیت این انجمن و قبل از اعلام ممنوعیت فعالیتهای آن مسئول روابط عمومی این انجمن بوده است. همچنین عضو شورای نویسندگان ماهنامه فرهنگی - آموزشی رویان (نشریه آموزش و پرورش کامیاران) که توسط حراست آموزش و پرورش توقیف شده است و نیز عضو هیئت مدیره انجمن زیست محیطی کامیاران (ئاسک) میباشد .

  نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:10  توسط كميته معلمين آزاده  | 

دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در مقابل در اصلی پردیس کرج این دانشگاه تجمع کردند.

دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران ظهر دیروز در اعتراض به آنچه وضع نامناسب غذا عنوان شده، در مقابل در اصلی پردیس کرج این دانشگاه تجمع کردند.دانشجویان پس از آنکه ظرف های غذای خود را از سلف سرویس تا محل ساختمان ریاست چیدند، خواستار حضور رئیس دانشگاه در جمع خود و پاسخگویی او شدند.

 دانشجویان این دانشگاه گفتند: “ما خواستار حضور رئیس دانشگاه و پاسخگویی او در مورد وضعیت نامناسب غذا و امکانات رفاهی در دانشگاه تربیت معلم هستیم

  نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:18  توسط كميته معلمين آزاده  | 

بايد زمستان را به بهار تبديل نمود

آنچه كه در اين روزها همه را به انديشيدن وادار ميكند آن است كه براستي كجاست آن منزلت و جايگاه انسانيت ؟؟؟؟

در تنگنا قراردادن معلمان و فعالين فرهنگي و صنفي آنهم بادادن احكام سنگين و محدوديتهاي بي حد و حصر,خبرازيك رويا رويي  حاكميت از يك طرف و معلمان و دانش آموزانشان از طرفي ديگر ميدهد

دادن احكام سنگين از جمله حكم حبس هاي تعزيري, تعليقي , اخراج و انفصال از خدمت ,كاهش گروههاي شغلي ,تبعيد همكاران به مكانها وروستاهاي دورافتاده و محدود كردن آنان براي حضورشان دركلاسهاي درس ,زير فشار قرار دادن آنان بطوريكه 5بارجابجايي محل تدريس درعرض 4 ماه براي يك معلم آنهم در مكاني دور افتاده ودوراز ديار,عدم پرداخت حقوق ,دربدري وآوارگي وايجاد حادثه هاي غيرقابل جبران جاني,همه وهمه حاكي از حضورفعال و نقش چشم گير معلمان در پهنه سياسي و صنفي جامعه است  اين يعني خاري به چشم آقايان بطوري كه باعث شده كه اقدام به پراكندگي همه فعالان فرهنگي بكنند تا مبادا آن انسجام گذشته را بازيابند و مبادا طلب حق كنند و معلمان را به حق خواهي و بازستاندن حقوق اوليه شان فرابخوانند ولي ولي :

دشوار زندگي هرگز براي ما                    بي رزم مشترک آسان نمي شود

با دادن احكام مختلف و زير فشار گذاشتن معلمان و تبعيد وزنداني كردن آنان در مناطق محروم وايجاد فشارو شكنجه هاي روحي ورواني ميخواهند انديشه معلم را زنداني كنند اما

چه پست و حقير انگارند كه انديشه معلم را حقير ميپندارند

همه اين رفتارها به زودي پاسخي به حق وبجا به دنبال خواهد داشت چرا كه اگر براين بود سكوت كنيم و انزوارا بر گزينيم چه بدهكاري به آقايان بود كه همه اين هزينه ها را متقبل شده و رنج و دربدردي همكارانمان را متحمل شويم .


 كميته معلمين آزاده

۶/۱۲/۱۳۸۶

 

  نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 9:20  توسط كميته معلمين آزاده  | 

خبري از معلم در تبعيد آقاي رحمتي

طي گفتگو با خانم رحمتي همسر جناب آقاي رحمتي ,ايشان ضمن تشكر و قدرداني از زحمات كليه همكاران در سراسر كشور خاطر نشان كردند كه الحمدلله حال آقاي رحمتي رو به بهبود است و خطر رفع شده و ايشان بهوش آمده اند و هم اكنون به بخش منتفل شده اند و اين از دعاي خير همه مردم و همكاران بوده است كه ايشان در حال حاضر در اين موقعيت هستند

خانم رحمتي فرمودند : دكتر ايشان كه معاينات را انجام داده اند از وضعيت ايشان اظهار اميدواري كرده اند ولي همچنان بايد صبر وشكيبايي نشان داد  

در اينجا از طرف كليه همكاران به خانم رحمتي , همكار و همراه شجاع و صبور درود ميفرستيم و براي ايشان آرزوي صبرو بردباري ميكنيم وبراي همكار والا قدرمان جناب رحمتي آرزوي بهبودي هر چه سريعتر را از خداوند متعال مسئلت داريم

 

  نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 9:3  توسط كميته معلمين آزاده  | 

حکم  سه ماه زندان یا معادل یک میلیون تومان یا سه سال حکم تعلیق برای اقایان رجبی و لطفی نیا و توبیهای نجف آبادی 

دادگاه تجدید نظر حکم اقایان رجبی و لطفی نیا و توبیهای نجف آبادی که بنا بر ان حکم سه ماه زندان یا معادل یک میلیون تومان یا سه سال حکم تعلیقی را تائید کرد و اعلام کرد که حق هیچگونه اعتراض هم آن ها ندارند و از هم اکنون قابل اجرا می باشد

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:21  توسط كميته معلمين آزاده  | 

یکشنبه 5 اسفند1386

نامه ي مجتبا ابطحي به معاونت برنامه ريزي ونظارت راهبردي

معاونت محترم برنامه ریزی ونظارت راهبردی ریاست جمهوری

   با سلام

     عطف مرقومه شماره 127461/1604 مورخ 16/10/86 به استحضارمی رساند با توجه به ماده 10 آئین نامه هیأت عالی نظارت مصوب 12/3/73 این که فرموده اند «در صدور رأی معترض عنه تخلفی از مقررات  و موازین قانونی مشاهده نگردیده »خلاف قانون و ماده 22 قانون آئین دادرسی به تخلفات اداری می باشد و اصلاحیه مورخ 31/5/74 و موضوع ماده 37 آئین نامه می باشد.

     آن معاونت می تواند و باید نسبت به ابطال آراء هیأت های بدوی و تجدید نظر اقدام نماید.( البته به دلایلی که در زیر می آید)

     ضمنا برابر بند الف و ب و ج  و دو تبصره 1 از ماده 22

     تبصره 4 ماده 22 و ماده 19 رسیدگی به تخلفات اداری و ماده 24 قانون رسیدگی به تخلفات اداری ضمنا برابر فراز 4 از ماده 22 (انتخاب و اعزام بازرسان )

     1- تقاضای اعزام بازرس به محل و انجام تحقیقات و رسیدگی کامل را دارم .(برابر تبصره 3 ماده 22 قانون موصوف لطفا یک برگ تصویر صورت جلسه محکومیت اینجانب در هیأت عالی نظارت را به اینجانب مرحمت فرمایند . به نظر می رسد آن دبیر خانه برای رفع تکلیف هیچیک از تکالیف قانونی خود را در مورد پرونده اینجانب انجام نداده و برای از سر وا کردن مبادرت به نگارش نامه فوق الاشعار نموده است.

      2- و بنا به اشارات فوق تقاضا اعاده دادرسی و رسیدگی به پرونده خود را دارم  و به استحضار می رسانم ظاهراَ جرم این جانب فقط این بوده که خواستار اجرای  قانون خدمات کشوری شدم. و سایر گزارش ها، بی اساس می باشد  و لذا اصلا مناسبتی بین اتهام و محکومیت وجود ندارد که این خود خلاف فاحش در آئین دادرسی است .

    3- موافقت مسئولان ذیربط در آموزش و پرورش مدخلیتی در اصدار حکم ندارد چون بدیهی است آنها طرف دعوا هستند و حکم خود را نقض نمی­کنند .

    4- محکومیت در مرجع قضایی خود روند دیگری داشته که منتهی به صدور حکم نگردیده است  و در هر صورت ربطی به تخلفات اداری نمی تواند داشته باشد چون برای یک اتهام یک حکم جایز است نه چند حکم و رسیدگی به تخلفات هیأت های بدوی و تجدید نظر قوه مجریه در صلاحیت هیأت عالی نظارت می باشد و قوه قضائیه را صلاحیت و مدخلیتی در آن نیست.

                                               با احترام سید مجتبی ابطحی فروشانی

  نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:19  توسط كميته معلمين آزاده  | 

بيانيه ي كانون صنفي معلمان ايران دوم اسفند86

به نام خداوند جان و خرد

تشکل های صنفی، معلمان گرامی                                                                                                

درودبرشما

 

       همان طورکه می دانیدپیشرفت جوامع دردنیای امروزمدیون تخصصی شدن شیوه های ارائه خدمت به بشریت است.نهادهای مدنی برای سازماندهی مردم وحضور آنهادرصحنه های اجتماعی توسط خودمردم تشکیل و ازلحاظ ماهیتی،ساختاری وکارکردی به دودسته عمده تقسیم می شوند:

1- اتحادیه ها و تشکل های صنفی

2-احزاب سیاسی

 

براساس تعریف سازمان ملل متحد، NGO  ها یا تشکل های غیر دولتی بايددارای 4 ویژگی باشند:

1-  از وابستگی مستقیم به هر حکومتی آزادباشند.

2-فعالیت های سیاسی و وابستگی به احزاب سیاسی نداشته باشند.

3-غیرانتفاعی باشند،وفعالیت اقتصادی نکنند.

4-فاقدفعالیت های خشونت آمیزبوده وباگروه های بزهکارمرتبط نباشند.

 

         تشکل ها وهمکاران گرامی،همانطورکه می دانیدازسال78تاکنون تشکل های صنفی برمبنای اساس نامه ی صنفی خودخواستاراصلاح ساختار آموزش وپرورش وتبدیل آن به آموزش وپرورشی پویا، نیرومند،تاثیرگذار،آزادمنش ودریک کلام کارخانه ی انسان سازاست.همچنین کانون صنفی معلمان ایران هدفی جزاحقاق حقوق فرهنگیان درکسب جایگاه مقام معلم ودانش آموزدربعدمنزلتی وکسب شرایط مطلوب کاردربعدمعیشتی ندارد،ودراین راه هزینه های مادی ومعنوی زیادی رامتحمل شده است.        


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 9:9  توسط كميته معلمين آزاده  | 

شوراي حل اختلاف ويژه فرهنگيان تشکیل می شود

"عليرضا جمشيدي" سخنگوي قوه قضاييه روز سه‌شنبه ابراز اميدواري كرد كه تا دو ماه آينده شوراي حل اختلاف ويژه فرهنگيان در كشور تشكيل شود.

به گزارش خبرنگار ايرنا ، وي در گفت و گو با خبرنگاران داخلي و خارجي در تهران گفت: راهبرد اصلي قوه قضاييه حمايت از شوراهاي حل اختلاف است و از گسترش و تشكيل شوراهاي حل اختلاف صنفي و تخصصي در دستور كار قوه قضاييه قرار دارد.

نکته : آقایان باید بدانند معلمان با خود اختلافی ندارند اختلاف آنها باکسانی است که با نام حق خواهی حقوق ایشان را زیرلگدهای قدرت خواهانه ی خویش له نموده اند

 برگرفته ازفرهنگستان

  نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 16:4  توسط كميته معلمين آزاده  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM