اجتماعی - فرهنگيان |
سهام عدالت يا مقابله با جنبش فرهنگيان
معلمان در ايران تنها صنفي هستند, كه به رغم مانع تراشيهاي دولت و مسولان موفق شده اند, فعاليتهاي صنفي و سراسري ومستقل از نهادهاي دولتي را تحت عنوان كانون صنفي معلمان ايران تشكيل دهند ,در اين بحث نمي خواهيم به عملكردهاي كانون بپردازيم ,بلكه ميخواهيم نگاهي به عملكرد دولت در راستاي مسكوت كردن جنبش فرهنگيان بي اندازيم.
اين صنف آگاه طي ماههاي اخير براي حق طلبي و مقابله با محروميتهاي خود عليرغم تمام تهديد ها و اخراجها جنبش سراسري گسترده اي را در سراسر كشور به راه انداخته , خواسته محوري معلمان رفع تبعيض حقوقي و اجراي قانون نظام هماهنگ پرداخت است. مقامات بيش از سه سال است كه وعده اجراي اين قانون در مورد معلمان و هماهنگ كردن نظام پرداخت آنها با كاركنان ممتاز دولت را داده اند, اما تا الان زير بار اجراي آن نرفته و بودجه آن را به تصويب نراسانده اند. در مقابل اعتراض معلمان, بخشي از فعالين معلمين به زندان افتاده يا احكام انفصال از خدمت يا بازنشستگي اجباري گرفته اند
اين در حاليست كه سالانه بودجه هاي مربوط به نيروي نظامي و انتظامي افزايش صعودي داردتا بهتر بتوانند انجام وضيفه كنند!!!.
در حالي كه, بعد از تمام اين كش و قوس ها ,دامي را به عنوان سهام عدالت در مقابل معلمان گسترده اند, تا هدف بين معلمان كمرنگ شود و بين معلمان تفرقه بيفتد .
فروش اين سهام ابتدابصورت اينترنتي انجام شد,اما بعد فرم ها بصورت دستي به مدارس فرستاده شد, تا بعد از تكميل به ادارات آموزش و پرورش تحويل بدهند, براساس اين فرم هر فرهنگي بايد مشخصات خود و افراد تحت تكلفش را ذكر كند در صورتيكه گزارشگر روزنامه سرمايه در يك نظر سنجي چنين گفته است :
” پروانه .ت: فرم را تحويل دادم اما چه خودم و چه همگارانم هيچ حسابي روي اين سهام باز نكرده ايم صحبت خاصي هم از مسئولان حول اين موضوع نشنيده ايم ,
معلمي ديگر :”شنيديم كه از اول مهربه هركس كه فرم را پر كرده باشد سهامي معادل پانصد هزار تومان واگذار ميشود, بعضي ها ميگويند: ارزش اين سهام دويست و پنجاه هزار تومان است و تا دوسال حق فروش نخواهيم داشت پس از دوسال ارزش سهام پانصد هزارتومان خواهد شد, حالا در اين دوسال معلمان چه كاري كنند, الله اعلم .
اين در حاليست كه اگر مالكيت بخشي از سهام كارخانه هاي دولتي را به معلمان محروم انتقال دهند شكل در آمد ناكافي و فقر زدگي آنان را نميتوانند حل كنند.كارخانه ها ي دولتي به شرطي ممكن است سود ده شوند كه كه بهره وري توليد آن ها بالا رود بالا رفتن بهره وري توليد دراين موسسات به نوبه خود مشروط به مديريت آن است و واگذاري آن به بخشهاي كاملا خصوصي و.... در حاليكه در حال حاضر هفتاد در صد اين سهام ها در اختيار دولت است و تنها معلمين ميتوانند روي سي در صد سرمايه گذاري كنند و قانون اين كارخانه ها دولتي است ,دست كم تا دوسال هم معلمين نميتوانند از اين سهام استفاده كنند,تازه بعد ازدوسال اگر سود آوري كارحانه و بهره وري آن كامل باشدشايد بشود گفت كه فرجي حاصل شده.
اما سوال اساسي اينجاست ,چرا كارگران كارخانه ها كه در زير بار فقر كمرشان خم شده است و حال و روزي بهتر ازمعلمان ندارند نميتوانند از اين سهام استفاده كنند و خودشان سهامداران كارخانه اي بشوند كه عمرشان را در آن سپري كرده اند ؟
اينجاست كه دم خروس بيرون ميزند و طرفند سهام عدالت بارز ميشود
در حاليكه كسري در آمد و برخورد تبعيض آميز بامعلمان در پرداخت حقوق , زندگي مادي آنها را فلج كره است, اين در ماندگي و فلج معيشتي داروي نقد و افزايش حقوق معلمان را ميطلبد ,نه وعده هاي پنبه دانه اي سهام عدالت . اكثريت معلمان بر اين اشراف دارند ,معلمان هم با درايت كامل اين طرح را به خود طراحان برگرداندند و با توجه به تمام تبليغات كمتر آز3/1جامعه معلمان اين فرمها اينتر نيت را پركرده اند به طوريكه تمديد مهلت براي پركردن اين فرمها نيز ثمر بخش نشد و اين نشان دهنده اين است كه علي رغم هرگونه نقض كمبودي در جنبش صنفي معلمان اما حركات ونكته سنجي هاي كانون و اتحاد سراسري معلمين بينانگر جنبش مستقلي است كه در عزمش واتحادش خللي نيست
ميلاد با سعادت امام حسين (ع) بر تمام رهپويان واقعي آن حضرت
و به تمام جامعه فرهنگيان ايران مبارك باد
كميته معلمين آزاده
گفتگو با پیمان نودینیان معلم تبعیدی
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
آقاپیمان همانطورکه شماوخوانندگان عزیزبهترمی دانید،برتری انسان برسایرحیوانات در اندیشه است؛که ازآن درمنطق به قوه ی ناطقه یادمی شود.زبان قدرتی است،که تنها به انسان داده شده؛این قوه ی تعقل باید زبانی به این توانایی درخدمت داشته باشد،تا بتواند،عینیت بیابد.اگر قوه ی عاقله ی انسان زبانی ناتوان می داشت هرگز نمود عینی پیدا نمی کرد. شایدتعقل وزبان بارامانتی است که حافظ درشعرمعروف خودبیان کرده است.
"آسمان بارامانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام من دیوانه زدند."
وهمین اندیشه و زبان منظورحافظ بوده است.از طرفی به گفته ی برخی روانشناسان :انسان پس ازبرطرف شدن نیازهای اولیه ای همچون نیازهای فیزیولوژی ونیازبه امنیت نیاز به اجتماعی شدن دراو زنده می شود. یکی از راه های اجتماعی شدن همانا زبان است،وبرای بیان اندیشه به دورترین نقاط جهان نیاز به رسانه های سودمندوقویی مانند: کتاب؛روزنامه رادیو،تلویزیون وبه تازگی هم سایت مطرح است،رسانه هاهم زبان انسان هستند،یاابزارزبان هستند.درقرآن شریف هم به خواندن ،هم به قلم ،هم به بیان وهم به گفتن،فراوان اشاره شده است.اما متاسفانه مادستمان ازهمه کوتاه است، مگروبلاگ کوچکی که شاید درروز 50 نفر بیشتربیننده نداشته باشد.می خواهیم از راه همین وبلاگ سخن شمارا بشنویم یا بهتر است بگویم :"سخن شمارابخوانیم." لذا به سراغ شما آمدیم تا گفتگوی کوتاهی داشته باشیم .با سپاس از اینکه وقت خودتان را به ما دادید.
**** آقا پیمان بسیاری ازخوانندگان عزیزوهمکاران شریف دلشان می خواهد بدانند ،که چه برسر شما آمد؟چرا شما تبعید شدید؟ دوست دارند درباره ی شما بیشتراززبان خودتان بشنوند.
بنده پیمان نود ینیان متولد سال 1352اهل سنندج هستم. ازسال 1371به استخدام آموزش و پرورش درآمده ام، وتا کنون مشغول به تدریس زبان انگلیسی بوده ام.ازسال 1382به عضویت انجمن صنفی معلمان کردستان درآمدم.
**** اززندگی در تبعید برای خوانندگان شریف بگویید،از رفتن تان به آنجا.
نزدیکی های آذر ماه سال ۱۳۸۵ سرگرم تدریس بودم ، یکی از کارکنان مدرسه به من گفت که کسی پشت خط می خواهد تلفنی با شما صحبت کند. گوشی رابرداشتم. مسئول کارگزینی ناحیه ی یک سنندج از من خواست به اداره آموزش و پرورش بروم. درپی اعتراض به صدورحکمی که درمرداد ماه 1385هیئت رسیدگی به تخلفات اداری، بنده را به 5 سال تبعید به کهکیلویه و بویر احمد محکوم کرده بود.این بارحکم قطعی 2سال تبعیدبه زنجان به من تحویل داده شد.
اما تازه شروع داستان بود.من ملزم بودم یک روز بعد،خود را به زنجان معرفی کنم. همه چیز خیلی سخت به نظر می رسید.سرنوشتی ناپیدا ومشکلات فراوانی چشم به راه من بود. اداره منطقه نیزمنتظرما بودند. بالاخره دوستان حراست زنجان با سفارشات پی درپی حراست کردستان ما را به دورترین شهرستان زنجان یعنی طارم فرستادند.. وبا این استدلال که جایی برای شما نمانده ،بنده رابه دورترین روستا یعنی ولیس فرستادند.جالب اینکه مسئول آموزش از مسافت و مکان روستای ولیس کاملاً بی اطلاع بود.
تبعید یا نفی بلد یعنی نفی اساسی ترین حق شهروندی یا حق انتخاب آگاهانه و آزادانه ی محل زندگی و محروم کردن از حق مشارکت اجتماعی ،و به عبارت دیگر منزوی کردن شهروندان.با این وصف می توانستم آینده را تا اندازه ای پیش بینی کنم.
ولیس در منطقه ای کاملا ًکوهستانی وصعب العبور واقع است. جایی بسیاربکرو دور از هرگونه امکانات .مردم آنجا با زبان شیرین آذری گفتگو می کنند.مردمی محروم از بهداشت مناسب ،تغذیه کافی،ولی بسیار دوست داشتنی و میهمان نواز. دیدن مردم آن سامان روحیه و توان مرا صد برابر نمود.آنچه که در اولین نگاه انسان را آزار می دهد؛ دیدن زنان و کودکانی است که از آرزوهای دست نیافتنی و حسرت های دمادم، زیباترین گل های ابریشم را بر فرشهای دیگران نقش می زنند.آنچه سهم آنان است دست مزد ناچیزی است؛ که صرف مخارج اعتیاد مردان خانه می شود. اگر از دانش آموزی علت غیبتش را جویا شوی به احتمال بسیار پاسخ این خواهد بود: " آقا بابام گفت: باید فرش ببافی،درس را می خواهی چه کار!!! "
** ** جناب آقای نودینیان بسامد واژهایی که درذهن شمادراین دوران می گذشت چه بود؟
اگر بخواهم خلاصه وار بگویم اینها به ذهنم می آمد: دلتنگی ، راهپیمایی طولانی ، برف و کولاک ،بچه های شاد وزیبا،راهنمای تعلیماتی که برای مچ گیری به روستا فرستاده می شد و ...........
**** آقا پیمان ازدیدخودتان گناه شما چیست؟
اگر احساس مسئولیت به سرنوشت انسانها ،تلاش آگاهانه در تحقق حقوق شهروندی ، بسط روشنگری وعدالت آموزشی ،تلاش برای به رسمیت شناخته شدن کنوانسیونهای جهانی حقوق کودکان ،دفاع از همکارانی که مورد تعرض سیستم اداری قرارمیگیرند، و دفاع از حق یک زندگی انسانی گناه باشد، بی گمان من گناهکارم
**** برای قاضی محترم پرونده چه پیامی دارید؟
از آنجایی که من در یک دادگاه صالحه مورد محاکمه قرار نگرفتم، و از حق داشتن وکیل محروم بوده ام،چون بنده بر اساس حکم هیئت رسیدگی به تخلفات اداری تبعید و منفصل شده ام وهمکاران خودم در هیات قاضی ظاهر شده اند، فقط می گویم: از ماست که بر ماست.
**** ازدیدشما،معلمان ایران چه خواسته هایی از دولت دارند؟
خواسته های معلمان دوبخش است،بخشی از آنها خواسته هایی اکونومیستی است. یعنی تحقق عینی منزلت اجتماعی و از همه مهمتر عدالت اجتماعی،امروز دیگر بیان حق داشتن رفاه ، نیاز به فلسفه چینی ندارد. ما کار می کنیم؛ باید بتوانیم نیازهای خود وخانواده را تامین کنیم.این روشن تر از خورشید است. اکنون چرامسئولین متوجه نمی شوند؟ ما نمی دانیم.
اما بخش دیگری از خواسته های معلمان، حقوق آموزشی وشهروندی است.داشتن حق تشکل واعتراض ،امنیت شغلی ،آزادی بیان ، داشتن فضای آموزشی استاندارد،به روز کردن محتوای کتب درسی،تغییر فضای نظامی مدارس وبسیاری چیزهای دیگر خوسته ی معلمان است.
**** چه پیامی برای همکاران معلم دارید؟
از آنها می خواهم بدون فوت وقت به عضویت کانونها درآیند واز فعالین صنفی پشتیبانی کنند.
**** اگر سخن ناگفته ای دارید بفرمایید.
فعالین صنفی هنگامی که در تابستان زیر شدیدترین فشارها قرار می گیرند ،خستگی وتنهایی ممکن است آنان را بیازارد، فقط از همکاران می خواهم با آنها در این هنگام بیشتر نشست و برخاست داشته باشند.
**** اگراشتباه نکنم؛به تازگی حکم دیگری برای شماصادرشده، دراین باره هم توضیح می هید؟
بله،در تاریخ 15 مرداد حکمی برایم صادرشد؛که درآن آمده بود به خاطر شرکت در تجمع 28اسنفد 1385 در آموزش و پرورش سنندج که د رآنجا خانواده های فرهنگیان هم آمده بودند، به این خاطر دو ماه انفصال از خدمت به من داده شده است.که از تاریخ...... قابل اجرا می باشد.واین حکم قطعی نبوده، بلکه اعتراض بر آن وارد است.
**** گویا شما برای حمایت از کودکان تلاش هایی را نیز کرده اید،وباسازمان یونیسف هم همکاری دارید؟در این باره هم توضیح می دهید؟
بله ؛ ما درسطح استان کردستان کانونی را تشکیل داده ایم به نام" کانون دفاع از حقوق کودکان" به ریاست خانم فاطمه زمانی که در آنجا بنده عضوهیات مدیره هستم.
**** هدف شما وهمکارانتان از تشکیل این کانون چیست؟
هدف ما حمایت از کودکان می باشد.چه در بین خانواده و چه در جامعه وچه از لحاظ حقوقی.جلو گیری ازقربانی شدن کودکان به خاطر فقروخشونت.به این خاطرجشنواره های گوناگونی را درطول سال انجام می دهیم,مانند: جشنواره ی نقاشی یا جشنواره ی آدم برفی ها و.... که در آن خانواده ها را با حقوق کودکان آشنا می کنیم. کودکان راباحقوق همدیگر و حقوق اجتماعی آشنا می کنیم.در جشنواره ی آدم برفی هاهدف این است؛که برای ساعاتی بچه ها را شاد کنیم، زندگی اجتماعی به آنان آموخته شود.تمرینی باشد برای تقسیم شادی ها.ودرست زیستن باهمدیگر.
به نقل ازکانون صنفی معلمان ایران-تهران
نویسنده : گودرز شفیعیان دبیر آموزش وپرورش ممسنی
حركات صنفي و جنبش معلمان را ميتوان به عميقترشدن هر چه بيشتر مبارزات اجتماعي در ايران مربوط دانست. پس از ۲۸سال حاكميت جمهوري اسلامي اقشار حقوق بگير بخصوص معلمان، پرستاران و ديگر كارمندان دولت نسبت به پيش از انقلاب فقيرتر شده و كارمندان (كه بخش عمده آنها در پيش از انقلاب جزو طبقات متوسط و يا نزديك به طبقه متوسط به حساب ميآمدند) با پيروزي انقلاب اسلامي عملاً به گروه تهيدستان جامعه پیوسته و بخش عمده ی آنها به نوعي از كارگر تبديل شدند ؛كه كار خود را ميفروشند و در ازاي آن مزدي دريافت ميكنند.
معلمان در پيروزي انقلاب نقش عمدهاي برعهده داشتند، اما پس از انقلاب مورد ظلم و ستم قرارگرفتند. عدهاي از آنها به دلايل وابستگي به گروههاي سياسي بخصوص كمونيستها و مجاهدين از آموزش و پرورش اخراج شدند. و از سال 1360 حتي برخی افراد بيتفاوت نيز مورد حمله قرار گرفتند. شرايط سياسي در سال 1376 اندکی تغيير سیاسي در حاكميت جمهوري اسلامي بهوجود آورد؛ و آن هم مسئله دوم خرداد ياجنبش اصلاحطلبان درون حاكميت بود. در اين تغيير و تحولات نيزمعلمان نقش مهمي داشتند. امامعلمان نيز به پيروي از اصلاحطلبان دوم خردادي كه بر توسعه سياسي تأكيد داشتند و به توسعه اقتصادي توجه کمتری می نمودند؛ تا سال 1380 به حمايت خود ازاصلاح طلبان ادامه دادند، ولي از سال 1380 كه معلمان نسبت به مسائل اقتصادي و معيشتي خود حساس شدند ,به دنبال اندک فضای بازسیاسی به فکرتشکیل کانو ن های صنفي معلمان افتادند. و در حركات و اعتراضات خود خواستار توزيع عادلانه ثروت در كشور شدند. اين حركات افت و خيزهاي زيادي طي شش سال اخير داشته و اوج آن در ماههاي بهمن و اسفند 1385 و فروردين و ارديبهشت 1386 بود كه به دستگيري ,زندان، اخراج و احضار های گسترده معلمان در سراسر کشور انجاميد. اين حركات ماهيت صنفي داشته ودارد؛ و اساسيترين خواست معلمان توزيع عادلانه ثروت و افزايش حقوق در حد يك زندگي معقول بالای خط فقرونيزامكانات رفاهي وتوجه به شأن و منزلت اجتماعي وسياسي معلمان وبهبوداوضاع تعلیم وتربیت واستانداردکردن آموزش و پرورش ميباشد.
با اين وجودازدیدنگارنده,مي توان گفت جامعه ی ايران از نظر اجتماعي واردفاز تازهاي شده و به حركت خود ادامه خواهدداد.
اما متأسفانه دولت به شدت با هرگونه تشكل، حزب، حتی اتحاديه ی صنفي و كارگري مخالفت ميكند وآنهارابه رسميت نميشناسد.غافل ازاینکه با تشكيل حزب،اتحاديه ، سنديكا وكانون صنفي ,جامعه به طرف هر چه بيشتر منطقيشدن و قانوني ترشدن فضا گام برخواهد داشت؛ و تااندازه ای بار بسياري از كارها را از دوش دولت برميدارد. اما عملكرد دولت نشان داده است ؛كه با اينگونه تشكل هاو سازمانها سازگاري نداشته و در جهت هر چه بيشتر ضعيف کردن و متلاشي کردن آنها گام برميدارد.
براي نمونه، با ايجاد تشكلهاي صنفي معلمان تقريباً در سراسر كشور هر چند در شهرستانهايي مانند زادگاه من (ممسني) برخلاف تلاش هایی که دراین راستا صورت گرفته اما هنوزاجازه ی تشکیل كانون صنفي معلمان داده نشده. و متأسفانه مسئولین با ايجاد جو رعب و وحشت نهتنها مخالف همبستگی میان اقشار گوناگون جامعه هستند ؛ بلكه در جهت متلاشيكردن آنها نيز قدم برميدارند. براي نمونه؛ در مورد شهرهايي مانند شيراز ,ممسنی, قوچان وبسیاری از شهرهای کشور دراردیبهشت 86با انتشار اعلاميههاي جعلي سعي در سردرگمي و ناهماهنگي و عدم سازماندهي اين تشكلها نمود. و نيز معلماني كه سعي در اطلاعرساني و تشكيل كانونهاي صنفي دارند مورد تهديد و پيگيري های امنیتی قرارگرفتند. امیدواریم مسئولین کشور ازگمانه زنی و سوء ظن نسبت به اقشار مختلف جامعه خودداری نموده و به جای ایجاد جو رعب و وحشت به حل مشکل این اقشار که تنها خواستار بهبود اوضاع اجتماعی سرزمین خود می باشند,همت گماشته واقشار معترض راهموطن ودلسوخته ی نظام وکشور بدانند.
برگرفته از ماهنامه ی چشم انداز ایران شماره ی ۴۴
مديران مدارس لباس دختران را تعيين می کنند
خبرگزاری حکومتی فارس: انتخاب پوشش دانش آموزان دختر مدارس شهرستان هاي استان تهران به مدير مدارس سپرده شد. مشاور زنان رئيس آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران گفت مديران مدارس با توجه به وضعيت اجتماعي و اقتصادي آن منطقه، اقدام به انتخاب پوشش دانش آموزان دختر مي کنند. همزمان مشاور وزير و مديرکل دفتر امور زنان وزارت آموزش و پرورش گفت؛ پوشش دانش آموزان دختر متناسب با اقليم هر منطقه انتخاب مي شود.
اجاره يكماه آپارتمان بيشتر از حقوق معلم !!!
در راستاي سياستهاي دولت مهرورز، با افزايش روزافزون اجاره بهاي مسكن، امسال اجاره بهاي يك واحد آپارتمان بيشتر
از حقوق كارمندان دولت و در راس آنها معلمان شده است!
تصاويري كه در زير ميبينيد، قيمت اجارهبهاي يك قصر يا يك ويلا با استخرو سونا و جكوزي و ... نيست!
بلكه، قسمتي از آگهيهاي روزنامه خراسان، در مورد اجاره بهاي يك واحد آپارتمان در شهر مشهد است،
اجاره بها را ببينيد و سپس اساتيد رياضي به بنده كمك كنند كه با دريافتي 295 هزار تومان، چگونه ميتوان يك
سرپناه داشت، و زنده بود ؟!!!
دولتمردان مهرورز هم كه ما را عامل بيگانه ميدانند به ما پاسخ دهند چگونه با اين حقوق و بدون داشتن مسكن
زندگي كنيم، اگر پاسخ دادند، ما ديگر اعتراضي نخواهيم داشت و عامل بيگانه؟ هم نخواهيم بود !!!
توضيح اينكه طي اطلاعاتي كه همكارانمان از تهران دادند، براي دانستن اجاره بهاي آپارتمان
در تهران،
بايد اجاره بهاي آپارتمان در مشهد را ضرب در 2 يا 3 نمود !!!
اداره آموزش و پرورش شهرستان مریوان یک نفر از معلمان این شهر با نام "اسکندر لطفی" را به اردبیل تبعیده کرده است. بنا به گزارش رسیده، "اسکندر لطفی" به دلیل پیگیری خواستها و مطالبات معلمان به مدت 3 سال به استان اردبیل تبعید گردیده است.
به علت کمبود بودجه يارانه مسكن فرهنگيان پرداخت نشده است
رييس سازمان آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران اعلام كرد: بهدليل كمبود بودجه، شش ميليارد تومان يارانه مسكن فرهنگيان استان از سال 1382 تاكنون پرداخت نشده است. سيد علي يزديخواه در جمع خبرگاران با اعلام اين خبر، گفت: هم اكنون پرداخت 25 درصد از پاداش هاي پايان خدمت بازنشستگي فرهنگيان شهرستان هاي استان تهران معوق مانده است. وي با اعلام اين كه برخي از مطالبات اصلاح احكام كارگزيني فرهنگيان نيز پرداخت نشده است، اعلام كرد: عملكرد بودجه آموزش و پرورش شهرستان هاي استان تهران در سال گذشته 452 ميليون تومان بود كه با اين بودجه بالغ بر 90 درصد مطالبات فرهنگيان پاسخ داده شد، اما در هر حال كمبود بودجه لازم در برخي بخش ها، موجب تعويق در پرداخت ساير مطالبات فرهنگيان شهرستان هاي استان تهران شده است .
اين روزها به هر جايي كه ميرويم دوستي را ميبيني كه ناراحت و غمگين نشسته و سر در گريبان دارد . وقتي علت را ميپرسي در يك كلام ميگويند از دست اين روزگار نامرد !!!
نميدانم به كدام طعنه ميزنند به روزگار يا به ...
به هر حال پاي صحبت يكي از اين دوستان نشستم
من ليسانس رياضي دارم 25سال است كه در آموزش و پرورش تدريس ميكنم اول كه معلم شدم يك آرزو داشتم بسوزم ولي ياد بدهم اما الان بعد از اين 25سال به اين فكر ميكنم اگر يك بقال شده بودم وضعم از اين بهتر بود براي اينكه بتونم امورات زندگي را بگذرانم قسطي يك ماشين خريدم و بعد هم رفتم سراغ مسافر كشي صبح تا ظهر و ظهر تا عصر تدريس ميكردم بعد از شيفت دوم مدرسه ميرفتم مسافر كشي حالا تا كي طول ميكشيد بماند اما بالاخره يك منبع در آمدي داشتيم تا اينكه اين بحث سهميه بندي شد اول فكر نميكردم واقعي باشد اما حالا كه با آن روبرو هستيم مانده ام كه چه كار كنم , حالا باز هم من يك آب باريكه اي دارم كه اين روزها را به يك نحوي سر كنم اون معلمين حق التدريسي كه تمام تابستان با همين مسافر كشي اموراتشان ميگذشت چه كاركنند بيچاره ها موندند سفير و سرگردون نه استخدامي نه بنزيني براي كار خيلي هم با وقاحت ميگويند ميخواستيد معلم نشويد .
آخر اگر ما معلم نمي شديم چه كسي مينيمم سواد را به شما ياد ميداد كه اينطور خون مردم را به شيشه كنيد ؟
بحث تحريم ها و تمام تبعات آن را ما هم ميفهيميم اما چرا به جاي يك تصميم عاقلانه بايد اينطوري اموراتمان بگذرد .وقتي كه ميتوانيم درشرايطي بهتر از اين هم زندگي كنيم !! ببينيد ما در شرايطي هستيم كه روي درياي نفت خوابيديم دومين صادر كننده اوپك يك پالايشگاه تصفيه بنزين ندارد بعد ما دنبال سوخت هسته اي هستيم بابا امروزمان را جواب بدهيد فردا پيش كش , از طرفي آقايان تشريف ميبرند اين كشور آن كشور ميليارد دلار ميليارد دلار بذل ميكنند و بعد ميگويند صرفه جويي مصرف بنزين است نميشد با پول اين صرفه جويي ها حقوق معوقه كارگران و معلمين را پرداخت ميكرديد ؟
هر حرفي ميزنيم ميگويند به كسي ربطي ندارد اين از بودجه فلان است و از حساب بهمان بابا مگراين پولها ارث پدري است كه اينطوري بذل و بخشش ميكنيد ؟ از قديم گفته اند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است حالا با اين حاتم بخشي ها ميخواهيد چه چيزي رانشان دهيد خدا عالم است .
ماهم شكايتمانرا به خداميكنيم , بالاخره ماهم خدايي داريم و همكاراني كه بتوانند صداي مارا به همه برسانند
دوستي ميگفت كاري ميكنيم كه كف پاي معلم را ببوسند اين طرز حرف زدن را خودتان باعث شديد وگرنه دراين ساليان ما تنها سكوت كرديم و باسيلي صورتمان سرخ كرديم
ميخواهيم دراين روزها باقي مانده تابستان آنطوركه شايسته شان خودمان است كارها را پيش ببريم
|
آقاي ابطحي متاسفانه شما هزينه ي بسياري در راستاي اعتراضات اخير پرداخته ايد، همكاران شريف هم با نام و چهره ي شما آشنايي دارند.خواهش مي كنم بيشترخودتان را به خواندگان گرامي بشناسانيد. ليسانس فيزيك هستم،از30/آبان ماه/1360 در استخدام آموزش و پرورش بوده ام، وفيزيك تدريس مي كنم.داراي 25 سال پيشينه ي خدمت مي باشم. بسياري ازدانش آموزانم تحصيلات دانشگاهي دارند.ودرپست هاي گوناگون ازجمله خود آموزش و پرورش دارند خدمت مي كنند. داراي 3 فرزندپسرو3 فرزند دخترمي باشم،3ته تاازفرزندانم داراي مدارج دانشگاهي دررشته هاي فيزيك،رياضي كاربردي و مهندسي هوافضامي باشند. حكمي كه هيات بدوي براي شما زده چيست؟ به چه خاطر؟ و كاهش دوگروه محكوم كرده است.به جرم اينكه ماوهمكارانمان فرياد مي زنيم، كه آموزش و پرورش درخطراست،آينده ي جوانان اين مرزو بوم درخطر است،درجامعه تبعيض هست.اين كاربيشتربراي آسيب رساندن به فعاليت هاي تشكلها ي صنفي وايجاد نگراني بين همكاران اين رفتارهاراازخودنشان مي دهند. آيا به اين حكم معترض هستيد؟ مي خواهيد چگونه اعتراض خود را ابراز كنيد؟ بنده شديدا به اين راي معترض هستم.وبايد براي شيوه ي بيان اعتراض خود بيشتر بينديشم. اتهام واردشده به شما چيست؟ آيا شما اين اتهامات رامي پذيريد؟ موارد اتهام از ديدآنها : ترك محل خدمت،شركت در تجمعات و اعتصابات غيرقانوني،و تحريك همكاران به اعتراض واعتصاب بيان شده است،اهانت،هتك حرمت به مسئولين و نشر اكاذيب به هيچ وجه ، نه تنها براي اينجانب مجازاتي نبايد وضع شود بلكه صادر كنندگان اين گونه آراء به خاطر پرونده سازي وتهمت زدن وقانون شكني بايد مورد باز خواست قرار گيرند. . من وهمكارانم هيچكدام از اين اتهامات را نمي پذيرم. با آقاياني كه اين احكام را صادر كرده اند، چه سخني داريد؟ قطعا من از آنها نمي گذرم . آنها اگر قدرت خداوند رانافذ مي دانند،بايستي بيشتر در مورد اينگونه احكام بينديشند. پرسش من از آنها اين است كه: آيا پس از صدور اين احكام آرامش دارند؟! چه صحبتي باهمكاران خود داريد؟ از همكاران مي خواهم كه بيشتر بردبار و شكيبا باشند. و ازاين برخوردها نگران نباشند. آنچه ماندني است حق است. وستم ناپايداراست. بنابراين من خواهشم از همكاران اين است كه تلاش كنند، كه حق را كمك كرده واز باطل دوري كنند.ماهمواره خواهان عدالت هستيم. آقا مجتبا از اين پس براي معيشت خانواده چه راهكاري انديشيده ايد؟ خداوند بزرگتر از آن است كه ما و آنها فكر مي كنيم،وانسان كوچك تر از آن است كه بتواند، روزي كسي را كمتر يا بيشتر كند.من وظايفي در برابر آفريدگار خود دارم.كه اميدوارم بتوانم به وظايف خود عمل كنم. روزي من و همه ي آفريده ها دست خداست. اگر سخن ناگفته اي داريدبفرماييد. حضرت علي ابن ابيطالب درنامه اي به عثمان ابن حنيف استانداربصره نوشته است: اي پسر حنيف هركسي را امامي است،اگر امام تو من هستم،از خوردني ها به دو قرص نان و از پوشيد ني ها به دو جامه ي كهنه بسنده كرده ام. تونمي تواني مانند من باشي ، لكن مرا با ورع وزهد ياري كن، شنيده ام برسر سفره اي نشسته اي كه از آن سفره فقرا را بهره اي نيست. اكنون پرسش اين است كه: آيا مسئولين ما برسر سفره اي مي نشينند،كه فقرا از آن بهره مند هستند؟ |
گفتگوی با مهرداد آذرتاش مدیر وبلاگ جنبش فرهنگیان نصف جهان پیرامون مسائل فرهنگیان
توسط وبلاگ کمیته معلمین آزاده - اندیشه معلم
1- معلم آزاده : عدم رسيدگي به خواسته ها و حقوق معلمان چه تاثيراتي روي مسائل معيشتي آنها خواهد داشت؟ و همچنين تاثيرات آن روي جامعه چه خواهد بود؟
آذرتاش: تامین نشدن نیازهای معلمان که گسترده ترین و پر نفوذترین افراد بر روی فکر و ذهن نسلهای آینده کشور هستند به غیر از مشکلات معیشتی بیشمار ، اثرات مخرب جبران نا پذیری بر روی اقتصاد، آموزش ، فرهنگ و تمامی پیشرفتهای کشور خواهد گذارد.جامعه با معلمهای دردمند و در بند هزاران مشکل اقتصادی به سر انجام نخواهد رسید. هر چند نابودی تمامی زیر بناهای علمی سیاسی و اقتصادی کشور و حتی به اضمحلال کشیده شدن فرهنگ و تمدن چند هزارساله ایران هم کوچکترین تلنگری به حکام دربند خویش نخواهد زد ولی به هر حال این وظیفه ملی و انسانی آگاهان است که نابودی هر آنچه هست را به گوش جهانیان برسانند.
2_ معلم آزاده : شرايط و وضعيت كنوني معلمان بعد از جريان اعتراضات و تحصنهاي ماههاي گذشته را چطور ارزيابي ميكنيد؟
آذرتاش: به نظر بنده معلمان در حال حاضر در ایده آل ترین شرایط تاریخ آموزش و پرورش در ایران هستند. وجود دولت و وزارتی بی تجربه و ناکارامد که غیر از چوب و چماغ روشی برای برخورد به فرهنگی ترین زیر مجموعه کارمندش نمیداند نه تنها به ضرر جنبشهای اجتماعی و صنفی نیست که حسن است و برکت. دولتی که با چند روز تحصن و اعتراض معلمان سیاهترین پرونده تاریخ آموزش را به نام خود مینگارد به یقین نه تنها جنبش را منفعل نمیکند که بر انسجام و استحکام آن می افزاید . اگر شما به سیاهه معلمان اخراجی شهرستانه بنگرید با من هم نظر میشوید که اینگونه اتهامها قبلا به سیاسیون مخالف سیاستهای حاکمه نسبت داده میشد و کمترین مجازات آن هم سالها زندان و افرادی و غیره بود. اما همان اتهامها را به معلمها زدند و به حکم پوسیده اخراج بسنده کردند . به نظر نمیرسد غیر از ترس از عکس العمل شدید معلمان دلیلی بر این حکمهای سست وجود داشته باشد . به حال این یک فرصت تاریخی است که بعد از سالیان زیاد جنبش معلمان همزمان مورد توجه جامعه جهانی و نیز احزاب و گروههای داخلی و جامعه ایران قرار گرفته و ما باید از این فرصت استثنایی نهایت استفاده را در راه ارتقاء جایگاه اجتماعی اقتصادی و سیاسی فرهنگیان ببریم.
3_ معلم آزاده : با توجه به اينكه معلمان به همه خواستههايشان نرسيدند آيا بهتر است با وضعيت موجود ساخت و عادت كرد؟
آذرتاش: معلمان در واقع به هیچ یک از خواسته های خود نرسیدند. از اول هم مشخص بود که دولت پرگوی و خود پسند حاکم توان پاسخگویی به هیچ یک از خواسته های ما را ندارد. مگر در جواب کارگران و زنان و دیگر جنبشهای اجتماعی چه گفتند که در جواب 1 ملیون معلم بگویند؟ دولتی که ادعای مبارزه با مافیای نفتی را بر دوش خود یدک میکشد ولی مجبو ر به تحویل وزارت ثروتمند نفت به مهره همان مافیا می شود توان احقاق حق فرهنگیان را دارد؟
4_ معلم آزاده : براي بعد از تعطيلات تابستاني يا اینكه كلا معلمين براي آينده چه برنامه اي بايد داشته باشند؟
آذرتاش: معلمها اگر از وضعیت همدیگر خبردار باشند و به بیانیه های جمعی که توسط منتخبینشان ابلاغ میشود عمل کنند به همه حقوقشان خواهند رسید. تابستان و زمستان هم ندارد. ما اگر بدون برنامه جمعی و گروهی بخواهیم سر خود تصمیم بگریم و کاری انجام دهیم قطعا شکست می خوریم و منتخبینمان هم بیش از پیش متضرر می شوند. بنابراین به نظر بنده عمل به بیانیه های رسمی کانونهای صنفی تنها روش صحیح ادامه کار است.
5_ معلم آزاده : زماني كه معلمان اعتراض كردند, اقشار ديگر خيلي پشت آنها آمدند, ولي روز روزش كه مثلا دانشجويان نياز به حمايت و پشتيباني داشتند معلمين نيامدند پشت دانشجويان و اعلام حمايت كنند. نظر شما در رابطه با اين چيست؟ و چگونه ميشود اين فضا را تغيير داد؟
آذرتاش: ما اگر میتوانستیم بدون پشتوانه جامعه کاری انجام دهیم مطمئنا قبلا انجام داده بودیم. ولی این امر محال است . همانطور که دانشجوها و کارگران در مواقع ضروری به یکدیگر کمک میکنند جنبش فرهنگیان هم باید با تمامی جنبشهای اجتماعی صنفی سیاسی علمی و غیره رابطه مستحکم داشته باشند و در مواقع خاص از فکر و نفوذ و وزن اجتماهی آنها استفاده کنند و متقابلا استفاده برسانند.
دادگاه انقلاب استان همدان سه تن از معلمان را احضار نموده است.
دراين احضاريه آقايان نادر قديمي،جلال نادري وعلي نجفي اعضاي فعال صنفي معلمان
شهرستان همدان به جرم تشويش اذهان عمومي بايستي درروز۱۳/امرداد/۱۳۸۶خودرابه
دادگاه محترم استان همدان معرفي كنند.
برخي ديگر ازمعلمان همدان نيز چشم به راه احضاريه اي از اين دست هستند.
آقاي مجيري اگر چه شما براي فرهنگيان و خوانندگان عزيز شناخته شده هستيد، اما بهتر است خودتان را بيشتر معرفي كنيد. براي من و براي بسياري از خوانندگان جالب است كه بدانيم يك معلم پس از اين همه سال پيشينهي خدمت چگونه زندگي ميكند، و كسي كه حكم اخراج برايش نوشته شده چگونه روحيهاي دارد؟
به نام خدا
من حميد مجيري هستم، اهل خميني شهراصفهان، معلم رياضيات، با مدرك فوق ديپلم رياضي،14 سال است كه تدريس مي كنم، بخش مهمي از درآمدم صرف پرداخت قسط خانه مي شود. معلمي را دوست دارم و به دانشآموزان عشق مي ورزم. با موسيقي هم مانوس هستم، بسياري از دانشآموزان من فارغالتحصيل دانشگاههاي معتبر هستند، وقتي آنها را مي بينم كه اينچنين از لحاظ تحصيل پيشرفت كردهاند لذت مي برم. احساس مي كنم درخت زندگي و تلاش من به ثمر نشسته است.
آقاي مجيري با كمال تاسف شنيدهايم كه شما را از كار و تدريس اخراج كردهاند، بفرماييد اين حكم به وسيلهي چه كساني صادر شده است؟
بله، درست است. روز24 تيرماه1386 نامهاي توسط هيات بدوي سازمان آموزش و پرورش استان اصفهان، كه مهر و امضا شده بود، به دستم رسيد. بر پايهي اين حكم من از تاريخ 7/تيرماه / 1386 از كار و تدريس بركنار هستم.
حميد آقا مي شود بفرماييد؛ از ديد هيات بدوي، شما به چه جرمي اخراج هستيد؟
از ديدگاه هيات بدوي تخلفات و اتهامات من :
1- شركت در تحصن، اعتصاب در مدرسه، تظاهرات غير قانوني ، و تحريك معلمان به تحصن، تجمع و اعتصاب.
2- نشر اكاذيب، اهانت و هتك حيثيت.
3- ترك خدمت در اوقات مقرر اداري است.
اما از ديد خودم وهمكاران فرهنگي، جرم من عدالت طلبي، حق خواهي، و درخواست از مسئولين براي عمل به وظايف قانوني و اجراي قوانيني كه از طرف دولت و مجلس تصويب شده است.
بطور ويژه بفرماييد درخواست صنفي شما از مسئولين چيست؟
درخواستهاي صنفي معلمان در بيانيهها و روزنامهها و برخي تومارها گفته شده، اما توجه به مسائلي مانند: افزايش حقوق معلمان تا بالاي خط فقر، نگاه مسئولين به مشكلات معلمان از زاويهي صنفي نه سياسي وامنيتي، پذيرش اتحاديهها و كانونهاي صنفي معلمان كشور به عنوان نهادي قانوني، مهم مي باشد. زيرا اين تشكلها بستر خوبي براي انتقال مسائل و مشكلات معلمان به مسئولين مي باشد.
آيا از ديد شما ميزان جرم و مجازات با هم برابر هستند؟
من جرمي مرتكب نشدهام، همهي تجمعات و تحصنات كاملا قانوني مي باشد، و اين شيوهي مجازات اصلا به حق نيست.
از ديد شما امضا كنندگان اين حكم چه پاسخي به خداوند خواهند داد؟
خوشبختانه من جاي اين افراد نيستم، و آنها خودشان بايد پاسخگوي اين پرسش باشند. اما آنهايي كه دستپاچه و با شتاب چنين احكامي صادر مي كنند، در آينده به عذاب وجدان گرفتار خواهند شد.
و به جرات مي گويم اين نخستين فرياد عدالت خواهي و حق طلبي نبوده و بي گمان آخرين فرياد هم نيست، هيچكس نمي تواند با ظلم و ستم و تزوير و بيداد، فرياد دادخواهي مظلومان را خاموش كند.
هرشب ستارهاي به زمين مي كشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره است.
حميد جان از اين پس مي خواهيد چگونه معاش خانوادهي خود را فراهم كنيد؟
خداوند مهربان و بلند مرتبه است ، بي گمان ما را تنها نخواهد گذاشت. من هميشه به خدا پناه بردهام و از اين پس هم تنها پناه گاهم او خواهد بود.
به نقل از كانون تهران
وضعیت آموزش و پرورش در استان محروم سیستان و بلوچستان
خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز: رئیس آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان گفت: بیش از 80 درصد از معلمان سیستان و بلوچستان که در مدارس عشایری تدریس می کنند سرباز معلم و نیروهای حق التدریسی هستند که فاقد صلاحیت های لازم می باشند
آزاد رئیسی افزود: این معلمان سطح پایینی از تدریس را دارند و در حد یک مبصر درکلاس درس عمل می کنند که از لحاظ تدریس فاقد کیفیت هستند.
وی همچنین به مشکلات دیگر آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان اشاره کرد و اذعان داشت: عدم تخصیص اعتبار یکی از مشکلات آموزش و پرورش این استان است به طوری که دربحث سرانه دانش آموزان عشایر7500 تومان برای هردانش آموزاختصاص یافته که تا به امروز تنها 300 تا 400 تومان از آن به این دسته از دانش آموزان تعلق گرفته است.
رئیس آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان خرید چادر و امکانات آموزشی را از مهمترین مشکلات دانش آموزان عشایری خواند.
رئیسی با اشاره به اینکه 19 هزار دانش آموز در850 واحد آموزشی در 23 منطقه از این استان مشغول به تحصیل هستند اضافه کرد: به دلیل کوهستانی بودن و صعب العبور بودن مناطق، روستاهای این استان مدارس خوبی ندارند همچنین تعداد معلمان رسمی و بومی در این مناطق کم است.

تقديم به معلم شريف و گرامي آّقاي خاكساري
بازگشت شما از سفر پرباري كه به آلمان داشتيد را صميمانه تبريك ميگوييم اميدواريم كه با دستاورد هاي شما دراين مدت بتوانيم گامي كيفي را درمسير محقق كردن خواسته هاي معلمين برداريم .
با آرزوي موفقيت در تمامي مراحل كاري
كميته معلمين آزاده
بازگشت محمد خاکساری از کنفرانس برلین
محمد خاكساري (نماينده ي معلمان ايران در کنفرانس برلین) روز پنج شنبه ساعت۲۴ وارد فرودگاه امام خميني مي شود. بي گمان دوستداران آموزش و پرورش ايران بي صبرانه چشم به راه بازگشت محمد هستند . و در ساعت موعودبراي اعتلاي تعليم و تربيت ايران خود را به فرودگاه خواهند رساند.
کلکسیون احکام ظالمانه علیه اعضاء کانون صنفی فرهنگیان خمینی شهر تکمیل شد:
آقای مجتبی ابطحی محکوم به بازنشستگی اجباری با تقلیل۲ گروه
آقای حمید مجیری محکوم به اخراج دائم از آموزش و پرورش
آقای عبدالرسول عمادی محکوم به 3 سال تبعید به استان مرکزی
آقای ستار زارعی محکوم به 3 سال تبعید به استان سمنان
آقای نور اله برخوردار محکوم به 5 سال تبعید به استان کهکیلویه
خانم دیباجی محکوم به بازنشستگی اجباری (بازخرید(
خانم شرافت محکوم به توبیخ کتبی و درج در پرونده
برگرفته از کانون فرهنگیان خمینی شهر
به نقل از وبلاگ كوير سربدار
روي سخنم بيشتر با فعالان كانونهاي صنفي است.
وبلاگ همكاران كانون صنفي معلـّمان كرمانشاه سوالاتي طرح كرده و در مورد آنها نظرخواهي كرده بودند.
1- علت در تنگنا قرارگرفتن تشكلها درمقطع زماني كنوني چيست؟
2- اشتباهات تشكلها در عملكرد چند سال اخير آنها چه بوده است؟
3- براي اتحاد بيشتر فرهنگيان و اقتدار حركتهاي آنها، تشكلها بايد چگونه عمل كنند؟
همكاران ما در وبلاگهاي خود پاسخهايي به اين سوالات داده بودند، از جمله وبلاگ انجمن فرهنگيان آزاد پاسخهايي ارائه داده بودند، كه من با مواردي كه اشاره كردهاند كاملا موافقم.
همكاران ما پس از نهم ارديبهشت، در ادامه راه براي تحقق خواستههايشان دچار ركود شدند، دلايل زيادي داردكه به نظر من عبارتند از:
1- نبودن اتحاد لازم بين فرهنگيان، مهمترين عامل است.
2- در اين نظام با معلمان طوري رفتار شده كه اكثر معلمان، عادت كردهاند كه گوش به فرمان باشند و براي خود قدرت تصميم گيري ندارند، براي اقداماتشان( تحصن، اعتصاب ... ) منتظر رسيدن يك دستورالعمل از جانب كانون بودند.
3- .......
ادامه در وبلاگ كوير سربدار
سربدار . . .
دوستان و ياران گرامي
فرهنگيان شريف و آزاده
با خبر شديم كه آقاي ابطحي به خاطر شركت در تجمعات معلمين بعد از مدتها فشار و تحمل سختي از استخدام دولتي باز خريد شده اند
كميته معلمين آزاده ضمن محكوم كردن اي عمل غير اخلاقي وزارت آموزش و پرورش ازهمه دوستان و همكاران ميخواهد در مقابل اين عمل سكوت نكنند و با بيانه ها و اطلاعيه هايي در اين زمينه اين عمل را محكوم كنند
همچنين از وزارت آموزش و پرورش ميخواهيم كه سريعا به ملغي شدن اين حكم راي دهد
كميته معلمي آزاده
تقديم به آقاي ابطحي استاد و پيش كسوت جامعه فرهنگيان كه سالها از جانشان براي ما مايه گذاشتند
مشت مي کوبم بر در
پنجه مي سايم بر پنجره ها
من دچار خفقانم خفقان
من بهتنگ آمده ام از همه چيز
بگذاريد هواري بزنم
مي خواهم فرياد بلندي بکشم
که صدايم بهشما هم برسد
من فريادم را سر خواهم داد
چاره درد مرا بايد اين داد کند
از شما خفته چند
چه کسي مي آيد با من فرياد کند
گمان مبر که بهپايان رسيده کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز
بازخريد
بعد از اين همه تجمع و تحصن به خواسته هايمان كه نرسيديم به كنار روز به روز هم بر فشار ها افزوده شد
بالاخره در نهايت تعجب هر چند كه ميدانيستيم اما نميخواستيم باور كنيم دوست و همكار گراميمان بعد از سالها كه عمر پر بارش را در آموزش و پرورش سپري كرد , وقتي كه ميخواست حقي را كه سالها در اين دوران به آن نرسيده را باز ستاند باز خريد ازاستخدام دولتي شد. اين هم نتايج دولت مهرورز!!!
اگر ايشان شغل دومش هم مسافركشي بوده باشد عنايت دولت ديگر خيلي شامل حالشان ميشود چون ميتوانند از محل درآمد صرفه جويي واردات بنزين بيمه بيكاري دريافت كنند
البته به شرطي كه ديگر صداهايي مانند حق ميخواهم و كلماتي از اين رنج را بر زبان جاري و ساري نكنند
چون دفعه بعد باز خريد از زندگي ميشوند و در يكي از اتوبانهاي هموار در نهايت صحت و سلامت تصادف ميكنند و جناب وزير دردمند از اينكه يكي از معلمين و دوستانش در كنارش نيست!!!
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|