اجتماعی - فرهنگيان |
برداشت از نصف جهان *** دوستان و همکاران گرامی:
شرایط حساس تر از اینهاست که فکرش را هم بکنید.دولت و دولتیان خیلی از این های و هویی که میکنند ضعیفترند. همه چیز به نفع ما تمام خواهد شد. به نفع معلمها. به نفع دانش آموزان ما. و بالاخره به نفع مردم. انفصال از خدمت ، تبعید و اخراج آخرین تیری است که دولتیان بی لیاقت در کمان داشتند. دیگه کاری از دستشون بر نمی آید. پس خودمون را دست کم نگیریم. درسته که تابستونه اما می توانیم با هم متحد باشیم . دوباره در حمایت از همکاران آسیب دیده مان در همین تابستان گرم اعتصاب میکنیم. در ضمن از قبول هرگونه مسئولیت و همکاری با ادارات آموزش و پرورش خودداری می کنیم. عطای دو ریال حق مدیریت و معاونت و کامندی اداره و غیره را به لقایش می بخشیم. حالا که اونها که همکاران ما در همین آموزش و پرورش درب و داغون هستند و این طوری به ما ضربه میزنند ما هم افتخار همکاری را از اونها سلب میکنیم. نترسید . از گرسنگی نمیمیریم. خانواده را هم خدا بزرگه. مگه تا حالا غیر از خدا کسی دیگه میرسونده که بعد از این دستمون بهش دراز باشه؟؟؟ پس بیایید یکصدا به هر روشی که میتوانیم حق مسلم خودمان را از این دولتمردان پرمدعا بگیریم.
روز پنج شنبه ۲۸/تيرماه/۱۳۸۶ ساعت ۳۰/۱۴محمد خاكساري در ميان بدرقه ي گرم و پرشور نزديك به ۱۰نفرازهمكاران تهراني وشهرستاني ازمحل فرودگاه امام خميني"ره"عازم كشور آلمان شد،تادر بزرگترين نشست آموزشي جهان كه ۱۷۰كشور با ۱۶۰۰نماينده حضوردارند،شركت كند،وپرچم ايران را در اين نشست بزرگ برافراشته نگهدارد.اين پرواز براي مابسيار ديدني وتماشايي بود. وانديشه هايمان در گروه برگشتي كه سرشارازگمانه زني هايي گاه تلخ و گاه شيرين است.
کانون صنفی معلمان ایران
وكيل مدافع چهار تن از معلمان تجمع كننده مقابل مجلس از برگزاری دادگاه موكلانش در شعبه 15 دادگاه انقلاب در شهريورماه خبر داد.
هوشنگ پوربابايي اظهار داشت: پس از صدور كيفرخواست در دادسراي امنيت براي حميد پوروثوقي، محمدرضا رضايي گركاني، عليرضا اكبري نبي و رسول بداقي از معلمان بازداشتشده مقابل مجلس شوراي اسلامي، بر اساس اخطاريهاي كه براي بنده ارسال شده دادگاه آنها به ترتيب در روزهاي 6، 13، 19 و 21 شهريور ماه در شعبهي 15 دادگاه انقلاب برگزار ميشود.
حميد پوروثوقي، محمدرضا رضايي گركاني، عليرضا اكبري نبي از اعضاي شوراي كانون صنفي معلمان هستند.
منصور اسانلو، رئیس سندیکای شرکت اتوبوسرانی تهران سه شنبه هفته گذشته، 19 تیرماه بار دیگر به وسیله چهار مرد ناشناس و به نحوی غیرقانونی بازداشت شده است.
طبق گزارش های رسیده یک دستگاه خودروی سواری پژو اتوبوس حامل وی را متوقف نموده و افراد لباس شخصی بدون نشان دادن مدارک شناسایی و حکم بازداشت، وی را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و بوسیله همان خودرو از محل دور نموده اند.وی در تماسی با خانواده اش از نگهداری سه روزه خود در سلول انفرادی و سپس انتقالش به بند عمومی خبر داده است. دستگاه قضایی تاکنون از اعلام نوع اتهام وارده به وی و نیز دلیل بازداشت خودداری نموده است
استفاده از تابستان براي قلع و قمع معلمان معترض
حكم تغيير محل جغرافيايي خدمت" نام مودبانهاي است كه براي تبعيد معلمان انتخاب شده است. در هفته گذشته چند تن از فعالان صنفي معلمان چنين حكمي را از اداره آموزش و پرورش منطقه محل كار خود دريافت كردند. همه آنها به همراه دهها معلم ديگر پيش از اين توسط وزير آموزش و پرورش به حالت "آماده به خدمت" كه تعبير بهداشتي "تعليق" است، درآمده بودند. در اين احكام كه از سوي هيات بدوي رسيدگي به تخلفات اداري سازمان آموزش و پرورش شهر تهران صادر شده، اتهاماتي نظير شركت در تحصن و تجمع غيرقانوني بر اساس گزارش حراست آموزش و پرورش ذكر شده است. اين معلمان فعال صنفي نه تنها از حضور در مدرسه منع شدهاند، بلكه با كاهش حقوق آنها به كمتر از نصف، تلاش شده است تا گذران زندگي معيشتي ايشان مخدوش شود و از اين طريق به سكوت و پايان دادن به اعتراض صنفي واداشته شوند.
حق گرفتني است نه دادني
بعد از اين همه سال تلاش آخرش هم تنها كانوني كه ميتوانستيم در آن جمع شويم و حرفها يمان را بزنيم تعطيل شده و غير قانوني اعلام شده اين هم دستمزد دولت عدالت پرور به فرهنگيان!!!قدم به قدم شروع كردند ابتدا تعطيلي كانون فرهنگيان ايلام ,دستگيري معلمان ,آزادي معلمان با وثيقه هاي سنگين ,تهديد معلمان و دادن بخشنامه هايي كه هرگونه اقدامي را اقدام عليه امنيت ملي نامگذاري ميكرد ,آخر اون موقع كسي نبود كه بگويد بابا چه اقدامي عليه امنيت ملي معلمي كه نان شب ندارد بخورد چه كاري عليه امنيت ملي ميتواند انجام دهد, معلمي كه بعد از بيست تا سي سال جان كندن در نظام آموزشي و پرورشي حتي نميتواند حق نظر دادن سر مدير مدرسه را بدهد چه تهديدي عليه اقتدار و باتوم دارد , معلمي كه وقتي نان ميخواهد زندان ميرود چه ترسي براي دولت دارد .
اما دريغ و صد افسوس كه گوش كسي بدهكار نيست در اين ساليان هيچ كس نفهميد در دل معلمان چه گذشت هيچ كس از درد معلم خبر دار نشد حتي دانش آموزان و حتي اوليا دانش آموزان !!!
با خودم فكر ميكردم بعد ازاين همه سال تدريس در آموزش و پرورش به چه رسيده ام جامعه اي با بيش از هشتاد درصد زير خط فقر (البته وزير رفاه تعريف جديدي از خط فقر ارائه كرده اند كه جاي تامل دارد شايد به نظر ايشان هم اقتصاد, مال.... ) رسيدن سن فحشا به چهارده سالگي ,سن اعتياد به دوازده سالگي , بالاترين آمار خودكشي و .... بعضي وقتها به خودم ميگم در كلاسمان چه چيزهايي درس ميدهيم بعد ميبينم كه اين همه (منظورم همين هشتاد درصد هست ) اصلا مگر به كلاس درس آمده اند كه الان سر اينكه چه بلايي دارد سرشان مي آيد نظري بدهند .
دست آورد هايم از اين همه سال تدريس در آموزش و پرورش حالا فقر و شرمندگي در خانه و پيش بچه ها جاي خود !
داريم به صدسال پيش برميگرديم به همان دوراني كه مدرسه فقط براي اشراف بود و اگر روزي قائم مقامي پيدا ميشد چون درد مند بود و به فكر مردم خونش ريخته نميشد گردنش را با طناب مهروري شاهانه آشنا ميكردند, درست مثل الان ما شايد اين تقدير است .
خوب به سلامتي هم كانون غير قانوني اعلام شد براي رفاه معلمين كه در تابستان بروند تعطيلات آخر سال شايد از اين همه دوندگي براي اينكه چه كار كنند كه حقوقشان را بگيرند خسته شده باشند بهتر است براي استراحت بروند سفر قندهار .
خوب به قول معروف گفتني ها كم نيست اگر بخواهيم بگوييم بايد سالهاي سال بگوييم بايد از اين همه بي عدالتي كه ديگر حتي بي عدالتي هم در برابر آن هيچ است بگوييم اما به جاي گفتن و گله از گذشته بايد به فكر آينده بود
آيا زمان آن نرسيده كه به جاي سكوت فرياد كنيم
سالهاست كه سكوت كرده ايم سالهاست كه براي حرمت نام فرهنگي هم كه شده لب باز نكرديم
آخر مگر ما چه ميخواستيم كه اينقدر بايد در مضيقه باشيم ؟
مگر فرزندان ما چه گناهي كرده اند كه بايد به خاطر داشتن خانواده فرهنگي زجر بكشند ؟
هرچه فكر ميكنم ميبينم نه چيزي براي از دست دادن دارم و نه حرفي براي گفتن براي كه بگويم و چه طور بگويم
ما حق خود را ميخواهيم و حق گرفتني است نه دادني سالها تلاش كرديم كه با احترام و كج دارو مريز اين را به شما بفهمانيم اما نتيجه چه شد ؟گرفتيد و بستيد و زديدوبرديد اما اين تازه آغاز راهي است كه آغاز كرده ايم و آينده اين را نشان خواهد داد

بنا به گفته يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه تهران امروز 18 تير ماه در ساعت 1300 تعداد زيادي از نيروهاي انتظامي بمنظور جلوگيري از مراسم 18 تير كوي دانشگاه را بطور كامل به محاصره در آورده وازهر تردد دانشجويان ممانعت بعمل مي آورند.
وي افزود بيش از دو برابر دانشجويان مستقر در خوابگاه نيروي انتظامي مستقر گرديده كه مستمرا به گشت زني وكنترل خوابگاه در كنارنرده هاي حفاظتي و محوطه خوابگاه مشغول مي باشند و بعضا نيز وارد حريم خوابگاه مي شوند.
درحاليكه نيروهاي انتظامي آب و برق خوابگاه را قطع كرده اند به هيچيك از دانشجويان اجازه خروج از خوابگاه را نميدهند .
لازم به يادآوري است كه چند روز قبل به دنبال قطع آب و برق كوي دانشگاه و اعتراض شديد دانشجويان, خوابگاه قدس در خيابان وصال را بجاي كوي دانشگاه دراختيار دانشجويان گذاشتند . اما تعداد زيادي از دانشجويان دركوي دانشگاه بدون آب و برق ماندند و به خوابگاه قدس نرفتند.و در واكنش به فشار ها براي اخراج آنها دانشجويان معترض شيشه هاي خوابگاه را شكستند
وامروز نيروهاي انتظامي با محاصره كوي دانشگاه درحقيقت دانشجويان مقاوم را عملا زنداني كرده اند.
زنجير ها را بايد گسست اندكي راه به سحر مانده و من در خم كوچه دربدري ميخوانم
نه
من به همراه كوچ پرستو به سحر مينگرم
تا سر منزل صبح تا به بام ملكوت خواهم رفت
آسمان را خواهم گفت
چه صفايي دارد خانه عشق واميد
و در اين راه دراز من به مهماني دستان تو خواهم شتافت
دوستان و سروران گرامي
فرهنگيان شريف و آزاده
همانطوركه ميدانيد اين روزها با سهميه بندي بنزين و با تمام محدوديتهاي اعمال شده نه تنها قشر فرهنگي بسيار آسيب پذير است بلكه همه اقشار مردم ايران در زير اين فشار كمرشان خم شده . ما شاهد اين هستيم كه هرروز فرهنگيان و همكارانمان بعد از ساعات كلاس براي گذراندن معاش خود اقدام به مسافر كشي ميكنند
ما شاهديم كه همكاران حق التدريسي ما براي اينكه در سه ماهه تابستان هيچ حقوقي ندارند با مسافر كشي و دست فروشي امورات خود را ميگذرانند اما نه تنها اين وضعيت بهتر نميشود بلكه روز به روز به روز هم بدتر ميشود
از طرفي هم وعده هاي دولت همچنان بي عمل مانده است و نتيجه تمام خواسته هاي ما اين بود كه تحت پيگرد قضايي قرار بگيريم
اما به راستي چه بايد بكنيم ؟
به نظر ما نبايد ساكت نشست نبايد بگذاريم با انواع تهمتها و ماركها مارا ازصحنه خارج كنند وبعد هم از صحنه حذفمان كنند ما بعد از مشورت ها بسيار به اين نتيجه رسيديم پاسخ همه اين ها اتحاد است آنهم در روز 18تير مگر ما چه ميخواهيم
مگر خواسته هاي دانشجويان ما كه در كلاسهاي درسمان ما به آنها درس زندگي ميداديم بيشتر ازخواسته هاي ماست
مگر آنهايي كه الان در 209در بند هستند فرزندان ما و دانش آموزان ما نبودند هربار كه نام يكي از آنان را ميشنويم ياد دوراني مي افتيم كه در كلاس هاي درس با شيطنت مارا سوال پيچ ميكردند و ما محتاطانه به آنها پاسخ ميداديم اما احتياط ديگر بس است زمان زمان اين است كه فرياد كنيم و آزادي فرزندانمان را طلب كنيم
زمان اتحاد است
روز كارگر همه وارد صحنه شديم و چه روز شكوهمندي بود ما ميتوانيم با اتحادمان بار ديگر اين روز را تكرار كنيم تنها بايد بخواهيم
من به عنوان يك معلم و يك فرهنگي از همه شما ياران و همراهان ميخواهم در اين روز بزرگ همراه با فرزندان خودمان همراه شويم
ما خودمان به آنها درس زندگي داده ايم زمان اين رسيده كه خودمان درسهايي را كه ميدهيم عملي كنيم
پاينده باد ايران
شكايت عضو سازمان معلمان از ادارهء كل حراست آموزش و پرورش تهران
عضو سازمان معلمان ايران از ادارهء كل حراست وزارت آموزش و پرورش تهران شكايت كرد. على پورسليمان معلم منطقهء 9 تهران با ارسال شكايتى به دادسراى رسيدگى به جرايم كاركنان دولت نسبت به اتهامات خود در حكم تبعيد به اسلامشهر انتقاد كرد. پورسليمان در اين باره گفت: ,هيات رسيدگى به تخلفات ادارى سازمان آموزش و پرورش تهران با استناد به نامهء ادارهء كل حراست وزارت آموزش و پرورش مرا به تغيير محل جغرافيايى خدمت به شهرستان اسلامشهر به مدت دو سال محكوم كرده است., او افزود: ,تحريك معلمان به اعتصاب و تحصن و تعطيلى مدارس و عدم حضور در محل كار كلاس دو اتهام من است. در حالى كه اين اتهامات بايد مستند به شواهد و دلايل محكمهپسند باشد. من منبع صدور هيچگونه اطلاعيه يا نامهاى در اين زمينه نبودهام و شاهدى هم براى اين مساله وجود ندارد., پورسليمان تاكيد كرد: ,ايراد و نسبت دادن اين اتهامات فاقد موازين و مبانى قانونى و شرعى است كه خوشبختانه هيات رسيدگى به تخلفات ادارى سازمان آموزش و پرورش شهر تهران فقط يك مورد را براى من احراز كرده و اين راى قابل پژوهش و تجديدنظر است., پورسليمان گزارش ادارهء كل حراست آموزش و پرورش شهر تهران را كذب دانسته و خواهان اعادهء حيثيت شده است.
فرشيدي در جمع خبرنگاران افزايش حقوق معلمان داراي مدرك بالا پايان تير پرداخت مي شود
وزير آموزش و پرورش گفت: افزايش حقوق معلمان داراي مدرك فوق ليسانس و دكترا تا پايان اين ماه پرداخت مي شود. به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمود فرشيدي در حاشيه مراسم افتتاح بزرگترين مجتمع ورزشي و آموزشي زنان كشور در پاسخ بهاين سؤال كه افزايش حقوق معلمان داراي مدارك بالا چه زماني عملي مي شود، گفت: افزايش حقوق معلمان داراي مدارك بالا مسير قانوني خود را طي مي كند. وي اضافه كرد: احكام معلمان داراي مدارك فوق ليسانس و دكترا صادر و بهآموزش و پرورش استانهاي كشور ابلاغ شده است كه اميدواريم افزايش حقوق معلمان تا پايان تير پرداخت شود. فرشيدي اظهار داشت: براساس ماده 5 مصوبه هيئت دولت در سال 83، معلمان داراي مدرك تحصيلي فوق ليسانس و بالاتر مي توانستند يا از طرح ارتقاي شغلي يا از همطرازي هيئت علمي استفاده كنند كه بهپيشنهاد آموزش و پرورش، هيئت دولت اين بند را حذف كرد. وي درخصوص برنامه هاي سال تحصيلي جديد نيز گفت: از مهر امسال طرح افزايش زنگ ورزش در مدارس راهنمايي اجرا مي شود. وزير آموزش و پرورش ادامه داد: براساس اين طرح يك ساعت بهزنگ ورزش دانش آموزان مقاطع راهنمايي اضافه مي شود.
وزير آموزش وپرورش خبرداد پرداخت افزايش حقوق معلمان داراي مدرك دكترا و فوق ليسانس تا پايان تيرماه افزايش يك ساعته زنگ ورزش در مقطع راهنمايي
وزير آموزش و پرورش از اعمال احكام افزايش حقوق معلمان دكترا و فوق ليسانس تا پايان تا تيرماه خبر داد. بهگزارش خبرنگار «آموزش و پرورش » ايسنا، محمود فرشيدي در حاشيه مراسم افتتاح بزرگترين مجتمع ورزشي بانوان كشور درباره زمان اعمال احكام معلمان داراي مدارك فوق ليسانس و دكترا، گفت: اين احكام صادر و بهمراكز آموزش و پرورش استان ها ابلاغ شده و در حالي طي مسير قانوني است كه اميدواريم تا پايان ماه جاري اين افزايش حقوق عملي شود. وي همچنين بهيكي از برنامه هاي آموزش و پرورش براي سال تحصيلي 86 اشاره و بيان كرد: از مهر امسال بهزنگ ورزش در مقطع راهنمايي يك ساعت افزوده مي شود
برای امضائ طومار روی آدرس زیر کلیک کنید
http://www.petitiononline.com/teachir/petition.html
وارد این سایت شوید در ابتدا نامه به زبان انگلیسی و فارسی را مشاهده می کنید سپس دکمه پایین صفحه را کلیک کنید. در صفحه بعد مشخصات خود را وارد می کنید که اسم و آدرس میل اجباری است سپس دکمه پایین صفحه را فشار دهید.
درصفحه بعدی نیز تنها دکمه
را کلیک کنید تا حمایت خود را از این نامه اعلام دارید aprove signature
با تشکر ازحمایت شما دوست گرامی
----------------------------
تسليت
درگذشت اخوي گرامي اقاي ابطحي را به ايشان و خانواده محترمشان وبه جامعه فرهنگيان ايران تسليت ميگوييم
و از درگاه خداوند متعال سلامتي و طول عمر براي ساير بازماندگان مسآلت داريم
باشد كه بتوانيم با همدلي و مودت هرچه بيشتر به وظايف خود عمل كنيم
كميته معلمين آزاده
براي روز اتحاد
يادم است روزهاي اول تبليغات انتخاباتي قرار بود كه پول نفت به سر سفره هاي مردم بيايد هرچند كه در اين ساليان گوشمان به اين حرفها عادت داشت اما اينبار آنقدر در بوق و كرنا كردند كه گفتيم اگر همه آن هم نيايد حد اقل اندكي به حقوقمان اضافه ميشود و يا اينكه سنوات اين ساليان را كه هربار به هر بهانه اي به تعويق انداختند ميدهند اما وقتي در حرف ها تمام شد و نوبت عمل رسيد ديديم آقايان پاك يادشان رفته كه چه گفته بودند پول نفت كه به سر سفره هامان نيامد كه هيچ بلكه روز به روز هم وضع بدتر شد تا آنجا كه در علم اقتصاد نوين تعريف جديدي از خط فقر شد منظورم همان خط بقاست كه حتي به مرز يك لقمه نان كه شكم را هم سير كند نميرسد بله به بركت دولت اسلامي همه بايد پيامبر گونه زندگي كنند !!!!و يك وعده غذاي سير هم تا پايان عمرشان نه خود بخورند و نه به فرزندانشان بدهند تازه اگر هم نخواهند زندگي پيامبر گونه داشته باشند محاربند و ضد اسلام اما نميدانيم كه اين فضلا اين علوم را از كجا ياد گرفته اند كه براي ما تجويز مي كنند تا آنجا كه ما يادمان است نديديم كه يكي از اين آقايان زندگي پيغمبر گونه داشته باشد اما گذشته از اين نصايحي كه براي ما ميكنند اين بحراني است كه اخيرا روي دستمان گذاشته اند ماكه با ماهي سيصدو هشتاد تومن حقوق معلمي بعداز كلاس , مسافر كشي ميكرديم كه اين هم با سهميه بندي بنزين از ما گرفتند حالا ديگر چه بايد سر سفره هايي كه فقط مزين به نان بود بگذاريم خدا عالم است بگذريم
در هفته گذشته شاهد تجمع معلمين حق التدريسي در مقابل مجلس بوديم اما مگر به خواسته هاي آنان رسيدگي شد به اين فكر ميكردم براي يك معلم حق التدريسي حتي اين تعريف خط بقا هم كارايي ندارد چون اصلا در طول تابستان بدون حقوق و چه كاري ميتواند انجام دهد يادم افتاد زمانيكه خودم بچه بودم چون پدرم كشاورز بود براي اينكه كمك خرج تحصيل خودم باشم ميرفتم خواربار فروشي سر كوچه پادويي ميكردم كه پولهام را براي اول مهر جمع كنم اما ديگر حتي خواربار فروشي ها هم پادو نميخوان و در يكي از خيابانهاي شهر با يك دست فروش روبرو شدم كه در مقابلش سيگار گذاشته بود و روي يك تكه مقوا هم نوشته بود : ”سيگار بخريد از معلم حق التدريسي سيگار بخريد ثواب داره ”
كه هرچه جلوتر ميرويم وضع از اينكه هست بدتر ميشود اما مساله اساسي اين است كه بايد چه كار كنيم ؟سالهاست كه سكوت كرده ايم ! تهمت شنيديم سكوت كرديم , حبس كشيديم سكوت كرديم , انفصال از خدمت شديم سكوت كرديم , هيچ نگفتيم چون انقلاب نوپا بود ,هيچ نگفتيم چون درجنگ بوديم , هيچ نگفتيم چون ميخواستيم گفتگوي تمدنها كنيم , هيچ نگفتيم چون نميدانستيم چه بايد بگوييم ,
اما اكنون چه ؟
بعضي از دوستان گله كرده بودند كه بايد اول خودما به انسجام برسيم وبعد از ساير اقشار حمايت كنيم اما از شما ميپرسم مگر ما نبوديم كه در كلاسهايمان به همين دانش جوياني كه الان كلاسهايشان را در سلول ميگذارند الفباي زندگي ياد داديم حال چه طور از آنها حمايت نكنيم
دوستان و همكاران بايد كه دست دردست هم بگذاريم نگوييم به اتحاد برسيم بايد اتحاد را عملي كنيم وقتي براي اتحاد دست به زانو بزنيم بقيه راه خود به خود باز ميشود وعده ما 18تيردر...
تقديم به تمام ياراني كه در هيچ شرايطي مارا تنها نگذاشته اند
”من فقط ميدانم كه بايد گفت حقيقتي را كه سالها در پستو ها پنهان شده
اين وظيفه من است به عنوان كسي كه ميخواهد خودش باشد بدور از هرگونه تحقير و ستم من امروز مينويسم از معلمي كه به من آموخت كلماتي را كه با آن دوست بدارم
اما من در شهري زندگي ميكنم كه ازكلمات قانوني ساخته اند كه براي نابودي انسان است و هميشه يك علامت سئوال در ذهنم كه آيا معلمين اينها به چه علمي آشنا بودند
و امروز كه معلمين براي دفاع از جوهر واژه به اعتراض برخواسته اند من نيز با آنها خواهم بود چون به آموختند
آ : مثل آزادي
ب : مثل بهار
و من با آنها زمزمه خواهم كرد
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود
هراس من –باري –همه مردن در سرزميني است كه مزد گوركن
از آزادي آدمي افزون تر باشد
جستن
يافتن و آنگاه به اختيار برگزيدن و از خويشتن
خويش بارويي پي افكندن
اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش تر باشد
حاشا حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم “
دانش آموز 16 ساله تبريزي براي سومين بار بازداشت شده است
محمدرضا عوض پور بار اول به جرم نوشتن شعار "من ترک هستم" به روي ديوار دستگير شده بود دانش آموز 16 ساله تبريزي محمدرضا عوض پور توسط بسيج محله بازداشت و به مکان نامعلومي منتقل شده است. ازخرداد ماه که مأمورين بسيج (محله "يئکه توکان" تبريز) محمدرضا را با خود برده اند، خانواده اش هيچ اطلاعي از محل نگهداري او ندارند. علت اقدام غير قانوني بسيج معلوم نيست. محمدرضا قبلاً نيز در فروردين 1386به همراه دو برادر ديگر خود مصطفي و مرتضي توسط مأموران اداره اطلاعات تبريز و همچنين قبل از آغاز اعتراضات اول مهر 1385 نسبت به عدم تدريس زبان مادري, بازداشت شده است. سازمان عفو بين الملل در بيانيه اي در رابطه با مصطفي عوض پور فعال سياسي تبريزي و برادر بزرگتر محمدرضا صادر کرده، نوشتن شعار "من ترک هستم و زبان من ترکي است" بر روي ديوار از طرف محمدرضا را به عنوان علت بازداشت او ذکر نموده است. در همين گزارش آمده است:"به گفته محمدرضا طي اين مدت وي شکنجه شده و حتي به مدت چندين ساعت وي را از پا آويزان کرده و بازجويي مي کردند و به وي در اين مدت آب و غذايي داده نشده و حتي اجازه دستشويي رفتن نيز به وي داده نشده است
در ادامه فشارها بر معلمين در ايران، پايگاه خبري ادوارنيوز مي گويد، دادگاه انقلاب، هفته گذشته، قراري بهمبلغ 100ميليون تومان براي خاكساري، مدير مسئول نشريه معلم صادر كرد. اين در حاليست كه ثريا دارابي، همسر مدير مسئول صداي معلم كه او نيز معلم است، در جريان اعتراضات صنفي معلمين، در 18ارديبهشت ماه بازداشت و سپس با قيد وثيقه آزاد شد. همين گزارش مي افزايد قاضي حداد، بهايسنا گفته است، 86تن از معلمين بهدليل اعتراضات و تجمعات ماههاي اخير، پرونده قضايي مفتوح دارند و اين درحاليست كه بنا بهگفته خود معلمين، 39نفر از آنها، براساس اختيارات وزير آموزش و پرورش، حكم منتظرْ خدمت از سه تا 9ماه دريافت كردند كه همين احكام، حقوق معلمين را بهزير يكصد هزار تومان كاهش مي دهد
تجمع معلمان حق التدریسی زن در مقابل مجلس 
خبرگزاری حکومتی فارس: جمعي از معلمان حقالتدريسي از صبح امروز سه شنبه با تجمع مقابل مجلس خواستار استخدام در آموزش و پرورش شدند.
از صبح امروز سه شنبه و براي چندمين بار تعدادي از معلمان حقالتدريسي با در دست داشتن پلاكاردها و پارچهنوشتههايي خواستار استخدام در آموزش و پرورش شده و نسبت به عدم استخدام خود در اين وزارتخانه اعتراض كردند.
تجمعكنندگان پلاكاردهايي همچون (استخدام معلمان حقالتدريسي بدون آزمون) با خود حمل ميكنند.
تجمعكنندگان كه تعدادشان حدود 50 نفر مي رسد همگي از معلمان زن ميباشند.
دانشجویان دوره دكترا و فوق لیسانس دانشگاه تربیت معلم تهران روز دوشنبه در مقابل دفتر مركزی این دانشگاه تحصن كردند.
دانشجویان علت تحصن خود را وضعیت وخامت بار خدماتی عنوان كردند.
دانشجویان متحصن گفتند: ”ریاست جدید دانشگاه كه حدود یك سال است منصوب شده شرایط اعطای خوابگاه را برای دانشجویان فوق لیسانس و دكترا بسیار سخت كرده است و تقریبا با در نظر گرفتن تبصرههایی كه اجرای آنها غیرممكن به نظر میرسد با ما برخورد میكنند.”
دانشجویان همچنین گفتند: ”مدیریت جدید قصد دارد هزینه دانشگاه را از دانشجویان تامین كند.”
دانشجویان امیرکبیر: خط قرمز خفقان و وحشت کجاست؟
بيانيه انجمن اسلامي اميركبير در مورد حمله شبانه انتظامات به تحصن اعضاي شوراي مركزي اين تشكل در مسجد دانشگاه: به راستی خط قرمز دولت نهم برای ایجاد جو خفقان و وحشت کجاست؟
هرچند از آغاز زمان انتصاب رهایی به مدیریت دانشگاه تا کنون بارها شاهد شکسته شدن حرمت دانشجویان، این صاحبان اصلی دانشگاه به بهانه های مختلف بوده ایم، ولی اینک سردمدارادان دم زدن از ارزش های اسلامی دست از تظاهر و ریا برداشته اند و عریان از هتک حرمت مقدس ترین مکان دانشگاه، یعنی مسجد دیگر ابایی ندارند. اینان در راستای سرکوب صدای جنبش آزادی خواه دانشجویان پلی تکنیک، مشت زور را بر بازوی تزویر گره کرده اند و نیمه شب به خانه امن الهی، که در بیدادگاه کنونی حاکمیت تنها مامن دانشجویان بی پناه است، یورش می برند و از ضرب و شتم و توهین و تهدید و ارعاب برای برقراری هرچه بیشتر سکوت قبرستانی در دانشگاه بهره می جویند.
از ظهر روز گذشته اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در پی تداوم بازداشت ۸ تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اعتراض به وضعیت نامعلوم این دانشجویان در مسجد دانشگاه اقدام به تحصن نمودند.
در حوالی عصر روز گذشته محمد روزبهانی مدیر امور فرهنگی دانشگاه با حضور در بین اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان به منظور انتقال پیام رهایی – رئیس دانشگاه - آنها را به شدت تهدید و عنوان می کند که این تحصن مخالف مصالح نظام است و فکر نکنید چون در داخل مسجد دانشگاه است کسی با شما کاری ندارد و در صورتی که دست از تحصن خود برندارید عواقب بسیار شدیدی در انتظار آنان خواهد بود. اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان ضمن اعلام اینکه تحصن آنها کاملا آرام است و به هیچ وجه در برنامه های آموزشی دانشگاه اخلالی وارد نمی شود اعلام کردند ما تنها برای اعتراض به بازداشت غیرقانونی ۸ تن از دانشجویان تحصن کرده ایم.
همچنین حراست دانشگاه با خانواده همه اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان تماس گرفته و خانواده های دانشجویان را نیز تهدید می کند. همچنین نیروهای حراست در تماس های تلفنی با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان از وقوع یک ۱۸ تیر دیگر در صورت باقی ماندن دانشجویان در مسجد دانشگاه خبر می دهند.
سپس از حوالی ساعت ۱۱ شب ماموران انتظامات دانشگاه با حضور در بین اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان اعلام کردند که طبق دستور واعظ رئیس حراست دانشگاه شما می بایست تا ساعت ۱۲ شب باید از دانشگاه خارج شوید. اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان با بر شمردن دلایل تحصن خود بر ماندن خود در مسجد دانشگاه پای فشاری می کنند. در همین زمان به دستور واعظ - رئیس حراست – برق مسجد دانشگاه قطع شد و تاریکی مطلقی در محل تحصن اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان برپا شد. مذاکرات انتظامات دانشگاه با دانشجویان بدون نتیجه بود تا اینکه در حوالی ساعت ۳ بعد از نیمه شب و همزمان با نماز صبح به دستور واعظ – رئیس حراست – بیش از ۳۰ نفر از پرسنل دانشجویان با حمله به اعضای شورای مرکزی آنها را مورد ضرب و شتم شدیدی قرار دادند و آنها را کشان کشان از مسجد دانشگاه به بیرون دانشگاه انداختند که در نتیجه بدن اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان مورد کوفتگی های موضعی قرار گرفت. قبل از این اقدام موبایل اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان به زور از آنها گرفته شد تا فیلم یا عکسی از این واقعه گرفته نشود.
از کسانیکه چنین وحشیانه به مقدس ترین مکان دانشجویان مسلمان یورش می برند و حرمت مسجد را زیر پا می گذارند، انتظار چه رفتاری در بازداشتگاه های مخوف شان می توان داشت؟ وقتی شبانه به سوی چهار دانشجوی بی پناه لشگر کشی می کنند و با سبعانه ترین برخوردهای ممکن خدا را که میزبان این خانه مقدس است نادیده می گیرند، آیا تصویری شفاف از شکنجه های ایشان در بازداشت گاه های اوین که بر دوستانمان در سیاه چاله های اوین روا می دارند، به ذهن متبادر نمی شود؟ از پس این فاجعه ننگ آور به روشنی مشهود است که آنانی که اندکی پیش فریاد “وااسلاما” شان در ارتباط با توهین در چهار نشریه جعلی، گوش فلک را کر کرده بود، چه مغرضانه دین خدا را ابزار توجیه سرکوب وحشیانه خویش قرار دادند و امروز نیز بی توجه به قانون و حقوق انسانی هر شهروند ایرانی، دوستان در بند ما را از حقوق اولیه خویش، حتی ملاقات با وکلای خود محروم می نمایند و برای نیل به مقاصد شوم خویش، از ایجاد هر نوع فضای غیر انسانی دریغ نمی ورزند و در این حال، اسلام برای ایشان هیچ دغدغه وجدانی ایجاد نمی کند. آیا حمله به ساحت مقدس مسجد و توسل به زور برای بیرون راندن متحصنین از مسجد و اعمال شکنجه های غیر انسانی در زندان، مصادیق اجرای احکام الهی است؟
اجرای موبه موی دستورات حراست توسط ریاست دانشگاه، که تمام توان خویش را در یک سال گذشته به کار گرفته تا انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک را به سکوت و دست کشیدن از مطالبه حقوق دانشجویان وادارد، تنها ضعف و بی کفایتی مدیران انتصابی دولت نهم را برای چندمین بار بر همگان اثبات می کند. به راستی خط قرمز دولت نهم برای ایجاد جو خفقان و وحشت کجاست؟ و مسجد مقدس در کجای این خط قرمز قرار دارد؟
انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک تهران، ضمن محکوم نمودن این حرکت ددمنشانه، که مصداق بارز توهین به مقدسات اسلامی است، بدین وسیله بار دیگر بر بی گناهی دانشجویان در بند، تاکید نموده و خواستار برخورداری آنان از اولین حقوق شهروندی خویش می باشد. و همچنان تا رسیدن به آزادی کلیه دوستان دربند،از تمام توان خود برای احقاق حقوق پایمال شده دانشجویان معصوم و بی گناه بهره خواهد جست و با چنین برخوردهای سخیفی از پای نخواهد نشست.
هم ميهنان عزير
دوستان و همكاران گرامي
همانطور كه مطلع هستيم سازمان آموزش و سنجش با برگزاري زود تر از موعد امتحانات دانشگاه قصد دارد كه دانشگاهها قبل از سالگرد فاجعه كوي دانشگاه تعطيل شود تا مانع از برگزاري سالگرد اين روز خونين بشوند
ما اعضاي كميته معلمين آزاده ضمن اعلام حمايت ازدانش آموزان اعلام ميكنيم كه درنظر داريم امسال با حمايت از فرزندان آگاه خودمان فرزنداني كه دانش آموزان كلاس هاي درسمان بودند به ياري آنان برويم و با حمايت از تجمعات و اعتراضات دانشجويان و با همبستگي با دانشجويان و معلمان نشان بدهيم كه فرزندان ما تنهانيستند
از همه هم ميهنان شريف آزاده وهمكاران گرامي نيز كه تا اين لحظه با ما در هر شرايطي همراه بودند ميخواهيم كه دراين روز به حمايت از دانش آموزان كلاس هاي خود برخيزند و به هر طريق ممكن از دانشجويان حمايت كنند
كميته معلمين آزاده
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|